« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »
  • تماس
« عید قربان آمد و باز آ که قربانت شومای مهربان! »

ليت شعري اين استقرت بک النوي ...

نوشته شده توسطكبري جعفري 18ام شهریور, 1395

ليت شعري اين استقرت بک النوي …

 

 

مهدي جان!
اي کاش مي دانستم چشمان پاک کدامين خاک حضور سبز تو را به تماشا نشسته است و بر نرمي قدمهايت بوسه مي زند.

 

مولاي من !
اي کاش مي دانستم کدامين سرزمين غريب با وجود نازنين تو آشنايي دارد و آغوش خويش را براي مهرباني هايت گشوده است.

 

… يابن الحسن!
سخت است براي من که سايه تمام مردم از ميان کوچه نگاهم بگذرد، اما پنجره چشمانم به روي خورشيد زيباي تو بسته باشد و باغ دلم از بهار صدايت بي نصيب بماند.

.

.. اي يوسف دور از وطن!
سخت است براي من که از اشک فراقت، بي طاقت شوم، در حالي که مردمان ياد تو را از خاطر برده باشند.

 

… اي فرزنده ماههاي تابان !
عمري است که به انتظار طلوع تو در ساحل حسرت نشسته ايم.
قلبهاي تشنه ما به اشتياق ظهور تو مي تپد و کبوتران دعا، قنوت دستهايمان را رو به درياي خدا مي برند.
کي مي شود که موج صداي گرم تو برخيزد و زلال قطره هاي ناب تو سيرابمان کند؟

 

… اي آرزوي مشتاقان !
کي مي شود که آسمان دلهايمان از نسيم صبحگاهي سلام تو معطر شود و شب چشمانمان به جمال ماه تابان تو روشن گردد؟

 

… اي اميد منتظران !
کي مي شود که ذوالفقار تو بر گردن دشمنان و منکران حق بنشيند و پرچم عدل و دادگري بر فراز شهر و ديار مؤمنان سايه افکند!

 

… يا صاحب الزمان !
آيا مي شود که در حرم امن تو اجازه ورود بيابيم و پروانه وار گرد کعبه وجود مقدست طواف کنيم؟

http://islamicasrar.blogfa.com

 

نظر از: رحیمی [عضو] 

با سلام و تبریک ایام مبارک ذی الحجه
عیدتان مبارک ،نفس تان مطیع امر حضرت رب

▶️
به تپش آمده با یاد تو از نو کلماتم
باز نام تو شده باعث تجدید حیاتم

بیم گرداب به دل داشتم اما تو رسیدی
که شدی “ساحل امن من و کشتی نجاتم”

باز از فرط عطش خشک شده کام من،آری
تشنه ام؛تشنه ی لبهای عطش ناک فراتم

باید احرام ببندم به طواف حرم تو
من که در صحن تو در موقف دشت عرفاتم

با دعای عرفه دست مرا کاش بگیری
مات و مبهوت نمایان شدن جلوه ی ذاتم

با تو هر لحظه مجسم شده یک روضه به چشمم
باز گریان تماشای قتیل العبراتم
سیدعلیرضا شفیعی

یا علی علیه السلام

1395/06/21 @ 23:13


فرم در حال بارگذاری ...