موضوع: "میهمان محرم"

شرکت در مراسم امام حسین (ع) به معنی محبت ذی‌القربی و اجر رسالت پیامبر(ص)

16ام مهر, 1396

 

آیت‌الله بهجت همیشه می‌گفت: شرکت در مجالس سیدالشهدا (ع) محبت به ذی‌القربای پیامبر (ص) است. در آیه قرآن است که شما به ذی‌القربای پیامبرتان محبت کنید. پیامبر(ص) فرمود من پیامبر شما بودم و از شما چیزی نمی‌خواهم و اجر و مزدی جز محبت به نزدیکانم نمی‌خواهم.

خداوند به پیامبر (ص) می‌فرماید: «قل»، بگو من از شما اجر نمی‌خواهم، فقط به نزدیکانم محبت کنید. محبت می‌خواهم. این خیلی لطیف است. چون انسان بالاترین چیزی که می‌تواند بدهد، محبت و عشق و دوستی است و خداوند و پیامبرش فقط همین را از انسان می‌خواهند.

شرکت در مراسم امام حسین (ع) همان ابراز عشق و محبت است. همان دوستی و محبت ذوی‌القرباست که خداوند دستور داده است. این شرکت در مراسم اجر رسالت پیامبر (ص) است. شما به این نیت برو و به خدا بگو تو گفتی و من هم آمدم. من همان محبتی را که تو می‌خواهی انجام می‌دهم. به کسانی که تو دوستشان داری و عزیز می‌داریشان، محبت می‌کنم.

بر همه لازم است این کار را انجام بدهند. در این کاری که از دست برمی‌آید، کوتاهی نکنند و در این مجالس شرکت کنند و صرفا با ریتم مداح به هیجان نیایند و چیزی که آنها رابه هیجان می آورد،عشق باشد.

مشرق نیوز

اشتراک گذاری این مطلب!

ابتدای کربلا، غدیر بود

13ام مهر, 1396

 

ابتدای کربلا، غدیر بود


اگر آنجا [حق] غصب نمی‎شد، اینجا هم عاشورا پیدا نمی‎شد.

[علاوه‎بر] این مجالس عزاداری برای سیدالشهدا علیه‌السلام، مناسب است که مجلس عزاداری برای خود حضرت امیر علیه‌السلام منعقد کنند. اگر آنجا [حق] غصب نمی‎شد، اینجا هم عاشورا پیدا نمی‎شد.

منبع:
رحمت واسعه، ص٨٣

اشتراک گذاری این مطلب!

آیا از همسر و بچه های حضرت عباس خبر دارید؟

13ام مهر, 1396


لبابه زنی بسیار شایسته پاکدامن و از خاندانی شریف بود. او از بهترین زنان زمانه خود و از محبان امام علی علیه السلام بود. لبابه از حضرت ابوالفضل (علیه السلام) پنج پسر و یک دختر بدنیا آورد.

حضرت عباس(علیه السلام) تنها با یک زن ازدواج کردند. او لبابه دختر عبیدالله بن عباس بود.
لبابه زنی بسیار شایسته پاکدامن و از خاندانی شریف بود. او از بهترین زنان زمانه خود و از محبان امام علی علیه السلام بود.
لبابه از حضرت ابوالفضل (علیه السلام) پنج پسر و یک دختر بدنیا آورد.

لبابه در کربلا حضور داشت. یکی از پسران او بنام قاسم در کربلا شهید شد. خود او نیز اسیر شد. همراه با سایر اسرا زجر و شکنجه ها را تحمل کرد. پس از آزادی اسرا او به مدینه برگشت.

لبابه روز و شب گریه می کرد چندان که بیمار شد و در سن ۲۸ سالگی از دنیا رفت. (خدای رحمتش کند)

فرزندان او مدتی توسط مادربزرگ پاکشان ام البنین سلام الله علیها تربیت شدند اما او هم دو سال بعد از واقعه کربلا از دنیا رفت و سرپرستی فرزندان به امام سجاد علیه السلام منتقل شد.

گفتنی است هرگاه یکی از فرزندان حضرت عباس (علیه السلام) نزد امام سجاد (علیه السلام) می آمد، اشک بر گونه های حضرت جاری می شد.

منبع: سید بن طاووس، اقبال الاعمال، ص ۲۸/تبیان

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چهل گام با حسین ماندن

10ام مهر, 1396

 

هان! گوش فرادارید…

صدای “هل من ناصر ینصرنی” می آید….

دیگر زمان، زمان فقط یا حسین گفتن نیست ….

باید با حسین ماند….

و اینک حسین زمانه ما را می خواند….

هر که دارد هوس کرب و بلا بسم الله….

“چهل گام با حسین ماندن”

 

برای دریافت گام ها اینجا را کلیک کنید

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چگونه فرزندمان را حسینی تربیت کنیم ؟

8ام مهر, 1396


واقعه کربلا نه یک حادثه بلکه یک دانشگاه بزرگ تربیتی است، واقعه‌ای که بسیاری از آموزه‌های دینی را در بر دارد لذا والدین برای تربیت عاشورایی فرزندان خود باید کارهایی را انجام دهند.

 


تربیت فرزند، آموزه های دینی، واقعه کربلا، ابراز محبت به فرزندان، شناخت امام حسین، نماز خواندن كودكان، شادی و تفریح ، آموزش های دینی، اعمال و رفتار والدين، روابط زن و مرد، محرم و نامحرم ، نماز
دانش بشری تاکنون توانسته است راه‌های زیادی برای اثر گذاشتن و اثر پذیرفتن در راستای رشد انسانی معرفی کند.


نظریه‌های یادگیری اجتماعی یکی از نظریه‌هایی است که به نقش مشاهده و تقلید و الگوبرداری در یادگیری تاکید می‌کند. طبق این نظریه کودک یا نوجوان بر اساس ویژگی‌های شخصی و با فعالیت خود الگوی معینی را از میان الگوهای مختلف والدین و بزرگسالان انتخاب می‌کند. بر این اساس زمینه‌های محیطی و وراثتی از همان دوران کودکی تا بزرگسالی می‌توانند در رشد شخصیت انسان تأثیرگذار باشند، قرار گرفتن هر شخصی در محیطی سالم، همراه با زمینه وراثتی سالم، شخصیتی سالم را تحویل جامعه می‌دهد و این فرد به نوبه خود می‌تواند نقشی تأثیرگذار بر روی افراد دیگر داشته باشد. لذا توجه به تربیت فرزندان در داخل خانواده و هم‌زمان حضور آنان در محیط‌های اجتماعی مناسب، می‌تواند تأثیر تربیت فرزندان را چند برابر کند.

یکی از مسایل مورد توجه در بحث تربیت فرزندان که متناسب با فرهنگ اسلامی ما است، تربیت دینی فرزندان می‌باشد؛ در این میان واقعه کربلا نه یک حادثه بلکه یک دانشگاه بزرگ تربیتی است، واقعه‌ای که بسیاری از آموزه‌های دینی را در بر دارد، و ما می‌توانیم با الگو قرار دادن جریان عاشورا، گام‌های مؤثری در امر تربیت دینی کودکان و فرزندانمان برداریم. نگاه حضرت امام حسین(علیه السلام) به فرندان خود و فرزندان خواهر و برادر و حتی اصحاب و بالاتر از این در برخورد اولیه با دشمنانش آنهم در بحبوحه جنگ یک نگاه تربیتی بود. و این خود بزرگترین الگو برای والدین می‌باشد.

زمانی كه انگیزه و فكر كودك عاشورایی شده و از آرمان‌های حسینی الهام گرفت، در موقعیت‌های مختلف زندگی با ذهن فرد عجین شده و ظاهر می‌شود.

حتماً شما هم قبول دارید که اهل بیت(ع) در هر مسئله ای پیشتاز و الگو هستند و ما باید از سبک زندگی آنان در زندگیمان استفاده کنیم. حالاشما می توانید از چند نکته ی تربیتی در سیره ی امام حسین(ع) استفاده کنید:

ابراز محبت به فرزندان
شاید این موضوع نظر شما را نیز به خود جلب کرده باشد که حتی کسانی که می گویند ما بچه دوست نداریم، به محض فرزند دار شدن عاشق و شیفته ی آن کودک می شوند و حاضرند جانشان را هم برای او بدهند. اما در اصول تربیتی آنچه مهم است ابراز این احساسات و نمایش این محبت هاست.

ادامه »

روایت کربلا از زبان دختر سه ساله

8ام مهر, 1396

 

صلی الله علیک یا بنت الحسین(ع) یا رقیه

آن هنگام که خورشید وجودت در گودی قتلگاه به خون نشست و لحظاتی بعد در افق کربلا طلوع کرد، آسمان تیره و تار شد.

صدای برادرم علی بن الحسین(علیه السلام) را می‌شنیدم که به عمّه‌ام زینب کبری(سلام‌الله‌علیها) فرمود : این همان لحظه‌ای است که همه ارکان هستی، از زمان هبوط آدم(علیه السلام) تا قیامت کبری بر آن گریسته‌اند.

زمین و زمان ناله می‌کرد و کودکان می‌دویدند. نبودی ببینی که دامنهایشان آتش گرفته بود و از گوشهایشان خون می‌چکید و من در آن میان مأمن و مأوایی جز دامن عمّه‌ام نداشتم. زمان به سختی می‌گذشت.قرار بر رفتن نداشتم. دوست داشتم که بیشتر نزدت می‌ماندم. اماّ مگر داغ تازیانه ها‌ بر جان کوچکم امان داده بود؟ کربلا جهنّم دشمنان تو شده بود و بهشت تو و یارانت. نمی‌توانستم چشم از چشمان به خون نشسته‌ات بردارم.مرا به زور می‌کشیدند. چقدر سخت بود جدا شدن از پاره‌پاره‌های وحی.

کاش مانده بودم و غبار از چهره‌ات برمی‌گرفتم. کاش پروانه وار دور شمع وجودت می‌گشتم و در پرتو عشق تو می‌سوختم. قرار بر رفتن نبود. از پا‌های آبله دارم بپرس که در این مسیر چقدر دویدم و الآن که سر زیبای تو در دامنم به میهمانی آمده؛ در گوشه‌ی این خرابه، در شهری که مردمانش بویی از مردانگی نبرده‌اند، به برکت آمدنت آرام گرفته ام.من بهشت را در آغوش گرفتم، من به وصال محبوبم رسیدم.اماّ ای کاش زودتر می‌آمدی چون رقیّه‌ات دیگر توانی در جان خسته و رنجورش ندارد.دختر سه‌ساله‌ای که گرمی چشمانت او را متعالی می‌کرد.

می‌گویند من رقیّه‌ام، کسی که جهتش به سوی تعالی است. آری، از آن زمان که در تقدیر تو متولد شدم؛ من دختر تو شدم و تو بابای من، رفعت گرفتم و بال‌و پر برای پرواز در آوردم و برای عروج آماده شدم.

من در کربلا دیدم که ملائکه به تو و اهل بیتت غبطه می‌خوردند. خودم صدای شیون آن‌ها را هنگامی که بر سرنیزه بودی شنیدم.خودم دیدم که دسته‌دسته جنیان و ملائکه از برای یاری تو آمدند و در برابرت زانو زدند.خودم دیدم که از مقتل تو آیه والشّمس‌وضحِها تفسیر شد، خودم دیدم که خداوند تأویل آیه‌ی «یا ایها النفس المطمئنّه اِرجِعی اِلی رَبِّكِ راضیه مَرضیّه فَادخُلی فی عِبادی وَادخُلی جَنَّتی»(فجر/27-30 ) را در قیام تو و یارانت به ظهور رسانید.

چه لذّتی دارد هم کلام شدن با تو. چه شیرین است لحظه‌ی وصال. جانم دیگر طاقت ماندن ندارد. دستان کوچکم را بگیر و با خودت ببر تا در محضر تو، باب‌الحوائجیم امضا شود.می‌خواهم مانند علی‎اصغر و علی‌اکبر(علیهمالسلام)، نزد جدّمان رسول خدا حاضر شوم و بگویم دشمنانت با تو و فرزندانت چه کرده‌اند.

 

الا لعنة الله علی القوم الظالمین و سیعلم الذین ظلموا أی منقلب ینقلبون

تبیان

اشتراک گذاری این مطلب!

​نعمت شناسی امام حسین(علیه السلام)

8ام مهر, 1396



واقعه ی عاشورا ، با همه ی بزرگی مصیبت و بی هماوردی فجایعی که بر بزرگترین انسانهای تاریخ داشت، درسهای فراوانی دارد.. در میان معاصرین یکی از بزرگترین اندیشمندانی که توجه ویژه ای به این مسئله داشته اند مرحوم علامه محمد تقی جعفری(ره) بودند که مجموع سخنرانی ها و مطالب ایشان در این خصوص در کتاب “حسین، شهید فرهنگ پیشرو انسانیت” منتشر شده است. به لطف خدا بعضی از مطالب ایشان اشاره می کنیم..

نعمت شناسی امام حسین(علیه السلام) به انسان ها می آموزد که باید نعمات الهی را بیان نموده و در هر حال چه خوشی و چه سختی شکرگزار خداوند بود. انسان به واسطه شکرگزاری و استفاده صحیح از نعمات الهی شایسته تنعم و پاداشی ابدی خواهد شد.

این جهان سراسر نعمات الهی است. همین جهان مادی نیز نعمت خداوند است. در واقع فرصتی است که به انسان عطا شده تا از آن بهره مند گردیده و به وسیله آن آخرت خود را آباد سازد. بزرگ ترین دارایی های انسان از جمله حق حیات تا کوچک ترین آن که شاید به چشم انسان نیاید، موهبتی از جانب خداوند است.
امام حسین(علیه السلام) در خطبه ای که شب عاشورا در جمع یارانشان فرمودند، نعمات الهی را برشمردند. جملات امام در این خطبه روشنگر چند مسئله مهم برای انسان است که آنها را بیان خواهیم نمود.

نعمت شناسی در خطبه امام حسین(علیه السلام)

امام حسین(علیه السلام) در شب عاشورا یاران خویش را فراخوانده و خطبه ای ایراد نمودند. امام در این خطبه بیعت از آنها برداشتند و میان رفتن و ماندن در کربلا مخیّر نمودند. خطبه امام چنین آغاز می شود:

«من شکر و ثنا الهی را به جای می آورم (بهترین ثنا و شکر). ستایش او را می گویم برای هر شادی و اندوهی (برای هرگونه گشایش و گرفتاری) خداوندا حمد تو را می گویم که ما را تکریم نمودی به نبوت. ما را در دودمان پیغمبر قرار دادی. قرآن را بر ما تعلیم فرمودی و برای ما گوش های شنوا و چشم های بینا و دل های جوان (نیک) قرار دادی. اینک در میان این همه بلا و خطر از تو می خواهیم که ما را از بندگان شکرگذارت محسوب نمایی.»
سخنان امام چند نکته مهم در مسئله نعمت شناسی برای انسان در بردارد:


شکرگذاری در ناخوشی و تسلیم در خوشی

نخستین نکته قابل توجه در سخنان امام در خصوص نعمت شناسی، شکر خداوند در هر شرایط است. ایشان در سخت ترین لحظات زندگی خود به گونه ای سخن می گویند که گویی در عالی ترین موقعیت زندگی و در شرایطی طبیعی و به دور از هرگونه تنش و اضطرابی قرار دارند. این در حالی است که قطعاً امام بهتر از هر کس دیگری به ستم و ظلمی که فردای آن شب به یاران و اهل بیت ایشان می شد آگاهی داشتند. شروع سخنان امام با این جمله که (ستایش او را می گویم برای هر شادی و اندوهی) به این معنا است که در هر شرایطی باید به خواست خداوند راضی بود. انسان باید در لحظات خوش زندگی شکرگذار خداوند و در ناگواری ها تسلیم محض خواست او باشد و اجازه ندهد سختی های زندگی لحظه ای از ایمان او بکاهد.

ادامه »

کراماتی از سه ساله امام حسین علیه السلام

2ام مهر, 1396


درباره وجود مطهر حضرت رقیه باید گفت؛ مورخان هنگامی كه نام فرزندان امام حسین را بیان می كنند وقتی به دختران حضرت می‌رسند فقط به نام های دو دختر حضرت به نام های فاطمه و سكینه اكتفا كرده اند.

 


 در كتاب كامل بهایی نوشته علاء الدین طبری از منابع شیعی (قرن ششم هجری) درباره اصل وجود دختری برای امام حسین علیه السلام سخن به میان آمده كه قصه دختری چهار ساله است که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، اما در مورد نام او، كه آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و… اختلاف است. و از طرف دیگر شهید مطهری در كتاب وزین حماسه حسینی داستان طفلی از ابی عبدالله كه در شام از دنیا رفت و بهانه ی پدر می گرفت را از تحریفات لفظی حادثه عاشورا می داند. (حماسه حسینی، ج 2 ، ص 170).

برای نشان دادن اینكه دختری سه ساله برای حضرت وجود داشته است، می توان به برخی منابع تاریخی كه در مورد مادر ایشان اظهار نظر كرده اند، استناد كرد. بر اساس آنچه برخی از کتاب های تاریخی نوشته اند، نام مادر حضرت رقیه (علیهاالسلام)، امّ اسحاق است که پیش‌تر همسر امام حسن مجتبی (علیه السلام) بوده و پس از شهادت ایشان، به وصیت امام حسن (علیه السلام) به عقد امام حسین (علیه السلام) درآمده است (كشف الغمه، ج 2، ص  216).  مادر حضرت رقیه(علیهاالسلام) از بانوان بزرگ و با فضیلت اسلام به شمار می آید. بنا به گفته شیخ مفید در کتاب الارشاد، کنیه ایشان بنت طلحه است (الارشاد، ج 2، ص 200).

ادامه »

روزنگار محرم

1ام مهر, 1396

 

 

برای همراهی با شهدای کربلا در هر شب اینجا را کلیک کنید

اشتراک گذاری این مطلب!

اقتدا به امام حسین علیه السلام

30ام شهریور, 1396

 

Image result for ‫امام حسین علیه السلام‬‎


آن روز که جان خود فدا می کردیم با خون به حسین، اقتدا می کردیم چون منطق ما منطق عاشورا بود با نفی (خود) اثبات (خدا) می کردیم امروز هم همین منطق را داریم آنچه نباید به چشم آید و مطرح باشد، «خود» است. آنچه باید حاکم و خطدهنده و ارزش آفرین باشد، «خدا»است.

اگر جنگیدیم، دستور دین بود، اگر دست از جنگ کشیدیم، فرمان دین را اطاعت کردیم.

جنگ و صلح ما، نه به خواهش دل، نه به خواست «خود» بلکه طبق حکم خدا و فتوای فقیه و تکلیف شرعی است. اگر به این پایبند ومتعهد باشیم، در حال عبادت و بندگی هستیم، چه در خانه باشیم وچه در سنگر، چه تیر اندازیم یا سنگر بسازیم، چه درس بخوانیم چه آموزش نظامی بدهیم، چه در دوران صلح و شرایط عادی برای تامین «معاش »، تلاش کنیم، چه هنگام نماز هستی خود را در راه اسلام وانقلاب، «فدا» کنیم.

«خدا پرست »، کسی است که در هرجا و هر حال و شرایط، «امرخدا» را گردن نهد و از خودخواهی و خودپسندی و خودپرستی رها باشد.

کسی در اثبات خدا موفق است که «خود» را نفی کند یعنی: فرمان از «دین » بگیرد، نه از «دل » راه را بر مبنای «عقل »بپیماید، نه هوس!…

این، همان فرهنگ کربلا و منطق عاشوراست. البته خط امام مجتبی علیه السلام هم خط سید الشهدا است، و خط این دو، خط علی(ع)است. هرچند در ظاهر، شکلی متفاوت داشته باشد، ولی باطن امر،یکی است، و آن «اطاعت از امر خدا» و رعایت «مصالح اسلام »است، گاهی با نثار خون، گاهی با قرارداد صلح، گاهی با حمله،گاهی با عقب نشینی … .

مهم آنست که «ملاک »ها را فراموش نکینم! هوشیاری انقلابی وآمادگی رزمی و شرکت در سازندگی کشور و خدمت به انقلاب در همه عرصه ها و صحنه ها و میدانها، چهره های دیگری از همان «منطق عاشورایی » است…

مبادا وظیفه مان را فراموش کنیم… .

http://www.hawzah.net 

اشتراک گذاری این مطلب!

"گام اخر اینکه..."

30ام آبان, 1395

پیام اربعین

28ام آبان, 1395


Image result for ‫زیارت اربعین‬‎


پیام اربعین، پیام پیروزی حق بر باطل و آغاز شکل جدیدی از نبرد فرهنگی با طاغوت‌های زمانه است. و مختص زمان خاصی نیست و این است راز معرفی امام زمان در عصر ظهور.


*زیارت اربعین، عصاره و ستون ولایت

باید توجه داشت اینجا و در این حدیث از امام حسن عسکری، تاکید بر زیارت اربعین است وگرنه زیارت عاشورا توصیه می شد،

یعنی رازی در زیارت اربعین است که آن را هم ردیف نماز و نشانه مومن، قرار می دهد، بنابراین، اربعین امام حسین (ع) موضوعیت دارد.

آیت الله العظمی جوادی آملی معتقد است:

اهمیت زیارت اربعین، تنها به این نیست که از نشانه های ایمان است؛ بلکه طبق این روایت، در ردیف نمازهای واجب و مستحب قرار گرفته است.

بنابراین همان گونه که

نماز، ستون دین و شریعت است،

زیارت اربعین و حادثه کربلا نیز ستون ولایت است،

امّا مهم آن است که دریابیم نماز و زیارت اربعین انسان را چگونه متدین می کند.

به دیگر سخن، بر اساس فرموده رسول خدا(ص) عصاره رسالت نبوی(ص) قرآن و عترت است؛ «إنی تارک فیکم الثقلین… کتاب الله و… عترتی أهل بیتی».

عصاره کتاب الهی که دین خداست، ستونی دارد که نماز است

و عصاره عترت نیز ستونش زیارت اربعین است

که این دو ستون در روایت امام عسکری(ع) در کنار هم ذکر شده است. (شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی ، ص 227-234)

*ترسیم حق و باطل در زیارت اربعین

علاوه بر حدیث امام حسن عسکری، در آداب تعلیمی زیارت اربعین از طرف امام صادق به شیعیان، امام حسین(ع) به عنوان ولی خدا و نماینده جبهه حق و حقیقت، ، با عناوینی همچون ولیّ خدا، حبیب خدا، خلیل خدا، برگزیده خدا، شهید مظلوم، گرفتار رنج ها و مصیبت ها و کشته اشک ها:… السلام علی اسیر الکُرُبات و قتیل العَبَرات. …معرفی می­شود

و در مقابل در فرازهای دیگر زیارت اربعین، ویژگی گروه های باطل بر ضدّ ولیّ خدا را که در حقیقت بروز بغض و کینه های دیرین شان از صدر اسلام بود، به عنوان: فریب خوردگان دنیا: «غَرَّتْهُ الدُّنْیا»؛ فروشندگان آخرت به بهای ناچیز دنیا: «وَشَری آخِرَتَهُ»؛ و هواپرست: «وَتَرَدّی فی هَواهُ»؛ معرفی می کند.

ادامه »

مقام شفاعت به مثابه عزتمندی

28ام آبان, 1395

مومنین واقعی، در زندگی دنیایی خود، راه دین و تبعیت از دستورات الهی را پیش می‌گیرند. از این رو بسیاری از اوقات مورد ظلم مخالفان راه شریعت قرار می‌گیرند و به‌خاطر خداوند، آنها ظلم و تعدی نمی‌کنند. خداوند متعال، سزای صبر و ایمان آنها را در زمان ها و مکان های مختلف می‌دهد. یکی از این پاداش هایی که خداوند به مومنین اعطا می کند، مقام شفاعت است.


عزیز، یکی از القاب خداوند متعال است و مقابل ذلیل قرار دارد و معنای اصلی آن، شکست ناپذیر است[۱]. همچنین، به فرد قدرتمند، سربلند و بزرگوار، عزیز می‌گویند. عزت نیز در برابر ذلت قرار دارد و به فرد با اقتدار و قدرتمند اطلاق می‌شود.

خداوند در قرآن کریم، در آیه ۸ سوره منافقون، می‌فرماید:

«و لله العزّه و لرسوله و للمؤمنین»، یعنی: «و عزت، برای خداوند و رسولش (ص) و مومنان است.»

قرآن، عزت واقعی و حقیقی را به خدا منتسب می‌کند و بعد از او، این عزت را برای رسولش و مومنان نام می‌برد.

در زندگی عادی، مشاهده می‌کنیم اکثرا مومنین مورد ظلم و ستم ظالمین و کافران قرار گرفته‌اند. بسیاری از مومنین در جنگ‌ها شکست خورده و گاهی به‌صورت برده و مغلوب کافرین شده‌اند. منظور خداوند از این عزت چیست؟ چگونه مومنین، با وجود شکست و مغلوب شدن در این دنیا، عزتمندند؟ این عزت در چه زمانی بروز و ظهور پیدا می‌کند؟

خداوند این عالم را عالم مهلت قرار داده است. در این دنیا، به همه اختیار داده شده است که خودشان راه صحیح را پیدا کنند. خدا حجت‌های خویش را برای مردم فرستاده تا مردم را راهنمایی کنند و این خود مردم هستند که باید تصمیم بگیرند به چه راهی بروند.

در این دنیا، دو مهلت برای انسان قرار داده شده است: یکی عمر هر نفر[۲]، و دیگری تا زمان قیام صاحب الزمان[۳]. (زیرا طبق آنچه در روایات آمده است، امام زمان (عج) پس از قیامشان، به علم الهی جلوی بسیاری از توطئه‌ها و دشمنی‌های منافقان و کافران را خواهد گرفت.) از این رو، مردم می‌توانند راه هدایت یا راه گمراهی را انتخاب کنند. برای همین است که خداوند جلوی ظلم افراد ظالم را نمی‌گیرد. در طول تاریخ، بسیاری از ظالمان بر مومنان چیره شده و بدترین ظلم‌ها را بر آنان روا داشته اند.

ادامه »

پیاده روی اربعین، سیره معصوم یا رسم شیعه؟

27ام آبان, 1395


Image result for ‫اربعین‬‎

 

به گزارش سرویس علمی-فرهنگی خبرگزاری «حوزه»، روایات متعددی درباره پیاده رفتن (ماشیاً) به زیارت امام حسین (ع) وجود داردو جالب آنکه این رسم از همان بدو وقوع واقعه عاشورا مرسوم شده که زیارت جابر و عطیه کوفی و بعد کاروان اسراء با حضور امام سجاد و حضرت زینب، شاهدی است بر این مدعا. بنابراین، بزرگداشت پیاده روی اربعین، هم توسط امام معصوم (امام سجاد)، تقریر شده است و هم به نوعی به عنوان شعائر الهی در میان شیعه و اصحاب معصومین (جابر بن عبدالله انصاری و عطیه)، مرسوم می باشد همچنانکه سیره علماء و فقهاء شیعه بر این امر، تاکنون و در طی قرن ها بر این مساله، مستمر بوده است. چنانکه در آداب تعلیمی امام صادق به شیعیان، زیارت روز اربعین، سفارش شده است.


*اهمیت روز اربعین امام حسین

درباره منشأ اهميت روز اربعين امام حسین در تاريخ شيعه، بايد گفت كه اين روز (20 صفر) از دو جهت كانون توجه قرار گرفته است: يكي از جهت بازگشت اسرا از شام به کربلا در اربعین اول یا دوم و زیارت قبر مطهر امام حسین توسط امام سجاد و حضرت زینب،سلام الله علیها و ديگري به سبب زيارت قبر سيدالشهدا (ع) توسط جابر‌بن‌عبدالله انصاري يكي از اصحاب برجستة رسول‌ خدا (ص) و اميرالمؤمنين (ع).

بنابراین، نخستین زائر اربعین از میان مردم، جابر بن عبد الله انصاری بوده است و نخستین زائر اربعین از میان خانواده امام حسین و بنی هاشم، کاروان اسراء اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله) در هنگام بازگشت از شام، می باشد. چنانکه مرحوم سید بن طاووس در کتاب شریف لهوف، چنین می فرماید:

لَمّا رَجَعَ نِساءُ الحُسَينِ عليه السلام وعِيالُهُ مِنَ الشّامِ وبَلَغوا إلَى العِراقِ، قالوا لِلدَّليلِ: مُرَّ بِنا عَلى طريقِ كَربَلاءَ، فَوَصَلوا إلى مَوضِعِ المَصرَعِ، فَوَجَدوا جابِرَ بنَ عَبدِ اللّهِ الأَنصارِيَّ رَحِمَهُ اللّهُ وجَماعَةً مِن بَني هاشِمٍ ورِجالًا مِن آلِ الرَّسولِ صلى الله عليه و آله قَد وَرَدوا لِزِيارَةِ قَبرِ الحُسَينِ عليه السلام، فَوافَوا في وَقتٍ واحِدٍ، وتَلاقَوا بِالبُكاءِ وَالحُزنِ وَاللَّطمِ، و أقامُوا المَآتِمَ المُقرِحَةَ لِلأَكبادِ، وَاجتَمَعَت إلَيهِم نِساءُ ذلِكَ السَّوادِ، و أقاموا عَلى ذلِكَ أيّاما. (ابن طاووس، الملهوف، ص 225)


هنگامى كه زنان و خاندان امام حسين عليه السلام از شام باز گشتند و به عراق رسيدند. به راهنمايشان گفتند: «ما را از راه كربلا ببر». آنان به قتلگاه [شهدا] رسيدند و جابر بن عبد اللّه انصارى كه خدا رحمتش كند و گروهى از بنى هاشم و مردانى از خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدند كه براى زيارت قبر حسين عليه السلام آمده بودند. پس در يك زمان، در آن جا گرد آمدند و با گريه و اندوه و بر سر و صورت‏ زنان، به هم رسيدند و مجلس‏هاى عزايى بر پا داشتند كه جگر را آتش میزد. زنان حاضر در آن جا هم گِرد آمدند و چندين روز، همين گونه ماندند.


هم چنين علّامه مجلسى(ره) در کتاب زاد المعاد مى‏ نويسد: «مشهور آن است كه سبب تأكيد زيارت آن حضرت در اين روز، آن است كه امام زين العابدين عليه السلام با ساير اهل بيت(علیهم السلام) در اين روز بعد از مراجعت از شام به كربلاى معلّى وارد شدند و سرهاى مطهّر شهداء را به بدن‏ هاى ايشان ملحق كردند». (مجلسی، زادالمعاد، ص 402)

*استحباب زیارت اربعین

و اما درباره استحباب زيارت اربعين نيز، دو روايت بيان شده است: يكي روايتي است كه در آن امام صادق(علیه السلام)، زيارت اربعين را به صفوان‌بن‌مهران جمّال، تعليم مي‌دهد و همين تعليم دادن، نشانة بزرگداشت زیارت اربعين است.

ادامه »

چیزی جز زیبایی ندیدم!

8ام آبان, 1395

استاد علی اکبر رائفی پور

یکی از تحریفاتی که وارد جریان کربلا کردن وبه این بهانه قمه زنی رو اشاعه دادن اینه که عقیله بنی هاشم حضرت زینب سرشو به چوب محمل کوبیده!
در صورتیکه اصلا محملی در کار نبوده!
برای اینکه اسرا رو تحقیر کنن حضرات سوار شتر برهنه کرده بودند.

اعتراض هم میکنی میگن تو بحار اومده این روایت!
بابا علامه مجلسی در بحار ذیل این روایت نوشتن که مرسله یعنی اصلا سلسله روایان نداره.

یا اینکه گفتند حضرت زینب و امام سجاد سر مبارک رو میدیدن گریه میکردن
در صورتیکه تو تاریخ امده سر مبارک رو خولی برداشت بدو رفت…
یه سری اشعار سخیفی رو هم به حضرات نسبت دادند.
اشعاری که فاقد فصاحت و بلاغت هاشمیه که اصلا جمله بندی صحیحی نداره!

مرحوم شیخ عباس قمی میفرمایند نسبت سرشکستن به عقیله بنی هاشم واشعار معروفه بعید است از عالمه غیر معلمه حضرت زینب که صاحب مقام رضا و تسلیم بودند.

حضرت زینبی که وقتی وارد قصر این زیاد میشن کوچکترین اثار شکست بر چهره مبارکشان نبود.

اصلا ابن زیاد ملعون تعجب میکنه برای شکستن حضرت عملیات روانی میکنه میگه خدا بواسطه گناهانتون خوب ازتون انتقام گرفت،
که حضرت زینب شیون و گریه کنن
حضرت زینب جواب میدن چیزی جز زیبایی ندیدم.

وقتی حضرت امام سجاد حرفی میزنن که
ابن زیاد عصبانی میشه میخواد به امام حمله کنه حضرت زینب میان جلو.
ابن زیاد از ترسش عقب نشینی میکنه.
همچین زینبی رو دراین حد کوچیک میکنین؟

حضرت متوجه هستند کوچکترین شکست اینجا یعنی هدر رفتن خون امام حسین.

تو جنگ خودمون مادرای شهدا چه برخوردی میکردند.
یه کلیپی هست مادر شهید حزب الله پسرشو براش میارن یه قطره اشک نمیریزه.
خطاب به پسرش میگه گفتی لبیک یازینب؟
کسی تو اتاق گریه میکنه مادر عصبانی میشه میگه کیه گریه میکنه بره بیرون ما جز برای اهل بیت گریه نمیکنیم…

این برخورد یه زن عامیه، اونوقت شما با چه منطقی همچین کارایی رو به حضرت زینب نسبت میدین؟ قیامت چه جوابی دارین به حضرت بدین…

 برگرفته از سخنرانی از کوفه تا تهران

 

اشتراک گذاری این مطلب!

لقمه های حرام، مقدمه تکرار عاشورا

5ام آبان, 1395


کوفی بودن یعنی اظهار محبت به امام، ولی در فتنه «زر و زور و تزویر» رد شدن … کوفی بودن یعنی مرعوب و مجذوب قدرت دشمن شدن و منفعتی کوتاه مدت را فدای مصلحتی بسیار بزرگتر کردن، کوفی بودن یعنی راه را گم کردن و تشنه لب به امام رسیدن و پس از سیراب شدن، آب را بر همان امام بستن؛ کوفی بودن یعنی پیمان بستن و عهد شکستن؛ کوفی بودن یعنی شعار دادن ولی عمل نکردن…

بعد از پیامبر اکرم (صلی الله و علیه وآله) اکثر مسلمین در خواب غفلت فرو رفتند، با توجه به علم داشتن به حقانیت اهل بیت پیامبر، در یاری ایشان کوتاهی کردند و با سکوت خود، با ظالمین همراهی کرده و اهل باطل را مدد رساندند؛ قرآن کریم علت انحطاط جامعه آن روز را دو عامل معرفی می کند؛ یکی اعراض و کوتاهی از ذکر خدا که مصداق بارز آن نماز است و دوم پیروی از شهوات و دنبال زخارف دنیا رفتن؛ در یک کلام، اشرافی گری و عافیت طلبی؛ «فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضاعُوا الصَّلاةَ وَ اتَّبَعُوا الشَّهَواتِ فَسَوْفَ یَلْقَوْنَ غَیًّا[مریم/59] سپس جانشین آن مردم خداپرست قومى شدند که نماز را ضایع گذارده و شهوت هاى نفس را پیروى کردند و اینها به زودى کیفر گمراهى را خواهند دید».


خداوند متعال اولین علت انحطاط جامعه مسلمین را، ضایع و فاسد کردن نماز می شمارد، سهل انگاری در این فریضه کبری که آمد، بلافاصله بعد از آن، شهوات رانی و حرام خواری هم می آید، به همین علت است که حضرت حق می فرماید: «فَوَیْلٌ لِلْمُصَلِّینَ[ماعون/4] واى بر نمازگزارانى که… الَّذینَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ[ماعون/5] در نماز خود سهل انگارى مى کنند.»

ادا نشدن حق نماز یعنی سهل انگاری و اعراض از ذکر خدا، که نتیجه اش سختیِ معیشت و بی برکتیِ رزق است: «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْری فَإِنَّ لَهُ مَعیشَةً ضَنْکاً…[طه/124] و هر کس از یاد من اعراض کند همانا (در دنیا) معیشتش تنگ شود…»؛

درآمد هم که بالا باشد، باز خرجش به دخلش نمی رسد، دارائیش برکت ندارد، احساس کمبود می کند؛ این وعده ی خداست، زیرا یاد خدا که رفت، شیطان در قلبش راهبری و دنیا برایش جلوه گری می کند، به تجملات و ثروت اندوزی حریص تر، مال حرام خوردن و حقوق اضافی و نجومی از بیت المال برداشتن برایش آسان می شود؛ شکم ها که از مال حرام پر شد، دیگر سخن حق شنیده نمی شود؛ اینجاست که رذیلت ها جایگزین فضیلت ها و ارزش های والای انسانی، جای خود را به اشرافی گری و شهوترانی خواهد داد و مقدماتِ تکرار کربلا فراهم می شود.


آن هایی که در مقابل امام حسین (علیه السلام) آمده بودند، نماز می خواندند، روزه می گرفتند، روش رفتاری داشتند، کمونیست نبودند. کسانی بودند چه بسا به ظاهر رفتارشان، رفتار اسلامی بود، پس چه طور شد این ها اینگونه شدند؟

تأثیر لقمة حرام

یک لقمه حرام درون شکم رود، چهل روز نمازش قبول نمی شود. پیامبر می -فرماید: «روی عن رسول الله (صلی الله علیه و آله وسلم): مَنْ أَکَلَ لُقْمَةَ حَرَامٍ لَمْ تُقْبَلْ لَهُ صَلَاةٌ أَرْبَعِینَ لَیْلَة» اگر کسی یک لقمة حرام بخورد، نمازش تا چهل روز قبول نمی شود. حالا گسترده تر از این هم از پیغمبر نقل شده است که حضرت فرمودند: «روی عن رسول الله (صلی الله علیه و آله و سلم): الْعِبَادَةُ مَعَ أَکْلِ الْحَرَامِ کَالْبِنَاءِ عَلَى الرَّمْل» عبادت همراه حرام خواری مانند بنا کردن بنا روی شن روان است.

ادامه »

چرا معرفت ابوالفضل عباس علیه السلام از همه شهيدان بالاتر است؟

27ام مهر, 1395

 

در روزهاى كودكى عباس، پدر گرانقدرش چون آيينه معرفت، ايمان، دانايى و كمال در مقابل او قرار داشت و گفتار الهى و رفتار آسمانى ‏اش بر وى تاثير مى ‏نهاد. او از دانش و بينش على علیه السلام بهره مى ‏برد. حضرت در باره تكامل و پويايى فرزندش فرمود: ان ولدى العباس زق العلم زقا; همانا فرزندم عباس در كودكى علم آموخت و به سان نوزاد كبوتر، كه از مادرش آب و غذا مى‏گيرد، از من معارف فرا گرفت.

در آغازين روزهايى كه الفاظ بر زبان وى جارى شد، امام علیه السلام به فرزندش فرمود: بگو يك. عباس گفت: يك حضرت ادامه داد: بگو دو عباس خوددارى كرد و گفت: شرم مى‏ كنم با زبانى كه خدا را به يگانگى خوانده ‏ام، دو بگويم.

پرورش در آغوش امامت و دامان عصمت، شالوده ‏اى پاك و مبارك براى ايام نوجوانى و جوانى عباس فراهم كرد تا در آينده نخل بلند قامت استقامت و سنگربان حماسه و مردانگى باشد. گاه كه على علیه السلام با نگاه بصيرت‏ آميز خود آينده عباس را نظاره مى‏ كرد، با لبختدى رضايت ‏آميز، سرشك غم از ديدگان جارى مى‏ كرد و چون همسر مهربانش از علت گريه مى‏ پرسيد، مى‏ فرمود: دستان عباس در راه يارى حسين علیه السلام قطع خواهد شد.

آنگاه از مقام و عظمت پور دلبندش نزد خداوند چنين خبر مى‏ داد: پروردگار متعال دو بال به او خواهد داد تا به سان عمويش جعفر بن ‏ابى‏طالب در بهشت پرواز كند. محبت پدرى گاه على علیه السلام را بر آن مى‏ داشت تا پاره پيكرش را ببوسد ، ببويد و با آداب و اخلاق اسلامى آشنا سازد. از اينرو لحظه ‏اى عباس را از خود دور نمى ‏ساخت. فرزند پاكدل على علیه السلام در مدت 14 سال و چهل و هفت روز، كه با پدر زيست، هميشه در حرب و محراب و غربت و وطن در كنار او حضور داشت.

در ايام دشوار خلافت، لحظه ‏اى از وى جدا نشد و آنگاه كه در سال‏37 هجرى قمرى جنگ صفين پيش آمد، با آن كه حدود دوازده سال داشت، حماسه‏اى جاويد آفريد.


مقام علمي حضرت عباس علیه السلام

حضرت عباس علیه السلام در خانه اي زاده شد كه جايگاه دانش و حكمت بود. آن جناب از محضر اميرمومنان علیه السلام و امام حسن علیه السلام و امام حسين علیه السلام كسب فيض كردند و از مقام والاي علمي برخوردار شدند.

لذا از خاندان عصمت علیه السلام در مورد حضرت عباس  نقل شده است كه فرموده اند: زق العلم زقا، يعني همان طور كه پرنده به جوجه خود مستقيماً غذا مي دهد، اهل بيت عیه السلام نيز مستقيماً به آن حضرت علوم و اسرار را آموختند.

علامه محقق، شيخ عبدالله ممقاني، در كتاب نفيس تنقيح المقال، در مورد مقام علمي و معنوي ايشان گفته است: آن جناب از فرزندان فقيه و دانشمندان ائمه علیه السلام و شخصيتي عادل، مورد اعتماد، با تقوا و پاك بود.

ادامه »

امام سجاد (ع) طلایه‌ دار جنبش بیداری اسلامی

23ام مهر, 1395

 


دریغا كه نزد بعضی از مورخان این تصور خطا، شایع است كه پیشوایان شیعه‌ امامیه از فرزندان امام حسین علیه السلام مردمی مظلوم و ستمكش بوده ‌اند که پس از كشتاری كه در كربلا روی داد، از سیاست كناره گرفتند و به ارشاد و عبادت و انقطاع از دنیا پرداختند و بر این گفته‌ خود،به تاریخ زندگانی امام سجاد علیه السلام استناد می‌ كنند و جدایی ظاهری او را از رهبری در كار سیاست، حجت نظر خود می‌دانند. بدیهی است كه سبب این تصورات خطا كه دامنگیر مورخان شده است این است كه آنان پنداشته اند عدم اقدام پیشوایان به قیام مسلحانه بر ضد وضع حكومت روز، و تفویض جنبه رهبری سیاسی به دیگری، به معنای خودداری آنان از رهبری بوده است.


یک عمر تجربه تلخ

باید توجه داشت که امام سجاد علیه السلام، در بدترین زمان از زمان‌هایی كه بر دوران رهبری اهل بیت علیهم السلام گذشت می‌ زیست. چه، او با آغاز اوج انحرافی معاصر بود كه پس از وفات رسول اكرم صلی الله علیه وآله روی داد و از زمان امام سجاد علیه السلام كم ‌كم شكلی آشكار به خود گرفت. امام چهارم با همه‌ محنت‌ها و بلاها كه در روزگار جدّ بزرگوارش امیرالمومنین علی علیه السلام روی داده بود همزمان بود. او سه سال پیش از شهادت امام علی علیه السلام متولد گردید. وقتی به جهان دیده گشود، جدش امیرمومنان علیه السلام در خط جهاد جنگ جمل غرق گرفتاری بود و زان پس، با امام حسن علیه السلام در محنت و گرفتاری‌ های فراوان او می ‌زیست و پس از آن نیز در فاجعه عظیم کربلا و قیام خونین پدر بزرگوارش امام حسین علیه السلام حضور داشت. او همه‌ این رنج ‌ها را طی كرد تا خود به طور مستقل رویاروی گرفتاری ‌ها قرار گرفت.


امام تنها

امام سجاد علیه السلام به این امر ایمان داشت كه تا وقتی از طرف پایگاه‌ های مردمی و آگاه پشتیبانی نشود، تنها در دست گرفتن قدرت برای تحقق بخشیدن به عمل دگرگون ‌سازی اجتماع اسلامی كافی نیست. پایگاه‌ های مردمی نیز باید به هدفهای این قدرت آگاه باشند و به نظریه‌ های او در حكومت ایمان داشته باشند، و در راه حمایت از آن حركت كنند و مواضع آن را برای توده‌ مردم تفسیر نمایند و در برابر تندبادها با استواری و قدرت بایستند.

امام سجاد علیه السلام این مقدورات را نداشت و این واقعیت را در تحلیلی جالب و دقیق برای ما بیان می ‌كند و می ‌فرماید:

«پروردگارا، در پیشامدهای ناگوار روزگار به ناتوانی خویش نگریستم و درماندگی خود را از جهت یاری طلبیدن از مردم در برابر كسانی كه قصد جنگ با من داشتند دیدم و به تنهایی خود در برابر بسیاری كسانی كه با من دشمنی داشتند، نظر كردم».

بنابراین مشاهده می‌ كنیم كه امام سجاد علیه السلام موضع خود را با آگاهی از دشمنان خویش تعیین كرده است و در این موقعیت اسفناک، از دو راه عملی، با امت و پیروان خود روبرو می گردد.


مدرسه بزرگ اسلامی

یكی از این دو راه عملی پیشوای چهارم، تهیه‌ برنامه‌ فكری و آگاهی عقیدتی و روانی امت بود. امام علی بن حسین علیهماالسلام در حقیقت دومین موسس مدرسه بزرگ اسلامی بود. خانه و مسجد، مدرسه‌ او بود و طلاب در آن جا و در پیرامون وی جمع می ‌شدند و بعدها شاگردانش، سازندگان تمدن اسلامی شدند و مردان تفكر و قانونگذاری و ادب اسلامی گردیدند . امام سجاد علیه السلام در دورانی پر اهمیت برای افزودن بر دانشمندان و راویان احادیث خود در علوم و فنون گوناگون قیام نمود. صحیفه سجادیه كه انجیل آل محمد علیهم‌السلام است از آثار اوست. این اثر از ثروت ‌های فكری است كه با وضع قواعد اخلاقی و اصول فضایل و علوم توحید و غیر آن، از سایر آثار متمایز است.

ادامه »

مصیبت جانسوز شام از زبان امام سجاد (علیه السلام)

23ام مهر, 1395

Image result for ‫سجاد بیمار کربلا‬‎



در روایت آمده: از امام سجاد(علیه السلام) پرسیدند: سخت ترین مصائب شما در سفر کربلا کجا بود؟ در پاسخ حضرت سه بار فرمود: (الشام الشام الشام)

در روایتی امام سجاد(علیه السلام) به نعمان بن منذر مدائنی فرمود: در شام هفت مصیبت بر ما وارد آوردند که از آغاز اسیری تا آخر، چنین مصیبتی بر ما وارد نشده بود:

1- ستمگران در شام اطراف ما را با شمشیرهای برهنه و استوار کردن نیزه ها احاطه کردند و بر ما حمله می کردند و کعب نیزه به ما می زدند و در میان جمعیت بسیار نگه داشتند و ساز و طبل می زدند.


2-سرهای شهدا را در میان هودجهای زنهای ما قرار دادند، سر پدرم و سر عمویم عباس را در برابر چشم عمّه هایم زینب و ام کلثوم(علیهماالسلام) نگه داشتند، و سر برادرم علی اکبر و پسرعمویم قاسم را در برابر چشم سکینه و فاطمه (خواهرانم) می آوردند و با سرها بازی می کردند، و گاهی سرها به زمین می افتاد و زیر سم ستوران قرار می گرفت.

3- زن های شامی از بالای بامها، آب و آتش بر سر ما می ریختند، آتش به عمامه ام افتاد، چون دستهایم را به گردنم بسته بودند، نتوانستم آن را خاموش کنم، عمامه ام سوخت، و آتش به سرم رسید و سرم را نیز سوزانید.

4- از طلوع خورشید تا نزدیک غروب در کوچه و بازار با ساز و آواز، ما را در برابر تماشای مردم در کوچه و بازار گردش دادند و می گفتند: ای مردم بکشید اینها را که در اسلام هیچ گونه احترامی ندارند.

5- ما را به یک ریسمان بستند و با این حال ما را از در خانه ی یهود و نصاری عبور دادند و به آنها می گفتند: اینها همان افرادی هستند که پدرانشان، پدران شما را در خیبر و خندق و … کشتند و خانه های آنها را ویران ساختند، امروز شما انتقام آنها را از اینها بگیرید…

6- ما را به بازار برده فروشان برده و خواستند بجای غلام و کنیز بفروشند ولی خداوند این موضوع را برای آنها مقدور نساخت.

7- ما را در مکانی جای دادند که سقف نداشت، روزها را از گرما و شبها از سرما آرامش نداشتیم…


ای یــاد تــــو در عــالم، آتش زده بر جانها

هـر جــا ز فــراق تــو چاک است گریبانها

ای گلشن دین، سیراب با اشک محبانت

از خون تو شد رنگین، هر لاله به بستانها


سوگنامه آل محمد، نوشته محمدی اشتهاردی، ص476


 

اشتراک گذاری این مطلب!

شب دهم ، شب عاشورا، شب حسین بن علی علیه السلام

21ام مهر, 1395

 


غربال گری ها انجام شده است. آن ها که باید می ماندند، مانده اند. غربال خاموشی دانه ریز بوده است ، فقط دانه درشت ها باقی مانده اند!

شب ، شب وداع است، بیماری بر سجاد مستولی شده است ، زینب مشغول پرستاری از ایشان است، صدایی می شنود گویا حسین است ، شعر می خواند، اما چه شعری؟؟!

یا دهر اف لک من خلیل

کم لک بالا شراق والا اصیل

من صاحب و طالب قتیل

و الدهر لا یقنع بالبدیل

و انما الامر الی الجلیل

و کل حی سالک سبیل

ای روزگار ناپایدار! اف بر تو که هرگز به هیچ دوست و یار وفا نکردی.

چه بسیار صاحب در شهر و دیار که به قتل رساندی و از هیچ کس به بدل راضی نشدی.

و بازگشت همه به سوی خداوند جلیل است و هر ذی حیاتی لابد که من آن را سلوک می نمایم، سلوک خواهد کرد.


سجاد بغض را فرو می خورد تا که مبادا زنان و کودکان بی تاب شده و ناله و شیون سر دهند، زینب سراسیمه و آشفته با پای برهنه به جانب خیمه برادر می دود.

ای برادر ! کاش مرده بودم و این حالت را از تو نمی دیدم…

خواهر و برادر هر دو اشک می ریزند…

” یا اختاه! لا یذهبن حلمک الشیطان…”

ای خواهر مبادا شیطان بر تو راه یابد و حلم و شکیبایی ات را از دست بدهی. ای خواهر! اگر مرا می گذاشتند خود را به مهلکه نمی افکندم!!

زینبم مبادا آن هنگام که مرا در خاک و خون غلتیده بینی فریاد واویلا و واثبورا سر دهی ، مبادا صورت بخراشی و جامه چاک کنی!

پدرو مادرم همه از من بهتر بودند و شهید شدند، پیامبری که اشرف مخلوقات بود نیز از دنیا رفت، من نیز می روم..

ولی تو باید بمانی! آخر تو زینبی!  تو باید بمانی تا زینبی ات را کامل کنی، آخر اگر تو بیایی رقیه تنها می شود، اگر تو بیایی پس خبر علی را که به لیلی بدهد؟

بمان و رباب را آرام کن ! بمان خواهرم از برای برادر بمان و بی تابی نکن …


و زینب ماندو کرب و بلا و شام و…

 

ماهنامه قرآن

اشتراک گذاری این مطلب!

شب نهم، شب تاسوعا ،شب حضرت ادب، شب حضرت عباس علیه السلام

19ام مهر, 1395



Image result for ‫ابولفضل‬‎

 نام عباس که می آید بی اختیار ادب به معنای تامش در ذهنم متجلی می شود. غیر از این هم انتظار نمی رود. آخر عباس پسر ام البنین است، اسوه ی ادب!

راستی می دانید چرا ام البنین می خواندنش؟ خودش خواسته بود. ماجرا از این قرار است: روزی خدمت همسرشان حضرت امیر المومنین علی” علیه السلام ” رسید و فرمود : مولای من اگر می شود دیگر مرا فاطمه نخوانید، فرمودند : چه شده، علت این درخواست چیست؟

گفتند: مولای من آخر وقتی شما مرا فاطمه می خوانید گویا فرزندان تان یاد مادرشان می افتند و بغضی راه گلویشان را می گیرد، اگر امکان دارد مرا ام البنین بخوانید…

پیش تر ها هم ادب کرده بود
مثلا وقتی به عنوان همسر به خانه ی امیر المومنین” علیه السلام ” می آمد از زینب” سلام الله علیها ” دختر بزرگ فاطمه” سلام الله علیها ” اجازه ورود خواست و خود را کنیز این خانه خواند با آن که از خاندانی بزرگ و با اصالت بود.

از این ادب کردن ها بسیار دیده شده است از ام البنین” سلام الله علیها “. پسرش را نیز یا ادب بار آورده است. عباس، حسین را برادر خطاب نمی کند. زینب را خواهر نمی خواند. چرا که مادرش به او گفته است مبادا حسین را برادر خطاب کنی مبادا زینب را خواهر بخوانی، آن ها فرزندان فاطمه اند و شما فرزندان کنیز فاطمه.

و عباس همیشه به توصیه مادر عمل کرد الا یک زمان و آن وقتی بود که بی دست با مشکی پاره بر خاک افتاده بود، این بار حسین را برادر خواند! و از برادر کمک خواست. کسی چه می داند شاید اجازه را از فاطمه، مادرش، مادر او و مادر حسین گرفته باشد.

برادر به بالین برادر آمد. عباس را در آغوش گرفت. خاک و خون را از صورتش پاک کرد، آخر با صورت بر زمین افتاده بود! برایش دستی نمانده بود که سپر قرار دهد.

❤️❤️ با هم حرف می زنند، نه1 حسین فقط گوش می کند و عاشقانه نگاهش می کند، آخر ماه است ماه بنی هاشم است،

ماه نگاه کردنی ست هرچند که خاکی شده باشد، حسین نگاه می کند و عباس می گوید: برادر! نشد که برای رقیه و علی آب بیاورم، نشد که این بار نیز سقا باشم، نشد که پیش مادرمان فاطمه با آبرو باشم! شرمنده ام برادر شرمنده…

خوانده شده توسط نویسنده وبلاگ در ماهنامه قرآن 94

اشتراک گذاری این مطلب!

شب هشتم، شب اربا اربا، شب علی اکبر

18ام مهر, 1395


Image result for ‫علی اکبر‬‎

 


نوبت به علی اکبر رسید.

شبیه ترین فرد به پیامبر!

چه در سیما و چه در رفتار و گفتار .

آنقدر شبیه که وقتی در میدان بود عده ای فکر کردند

پیامبر است که به کمک نوه اش حسین آمده است تا با آن هابجنگد.

عمر ترسید که مبادا لشگریان بترسند و میدان را ترک کنند. آخر آنها که طالب جنگ با پیامبر نبودند. پس با که می جنگیدند؟ با حسین بن علی ! نوه ی پیامبرشان!!

تصمیم گرفت زود علی را از پا در بیاورد…

و این طرف وداع عاشقانه ای بین پدر و پسر:

صبر کن علی کمی آرام تر

اندکی پیش ! علی آرام تر

پیش چشمم قدم بزن علی آرام تر

تا که شاید دگر نبینمت علی آرام تر

هی چرخ مزن رجز مخوان علی آرام تر

دشمن حسود است علی آرام تر

به نبی شبیه تر شده ای علی آرام تر

بگذار ببینند تو را علی آرام تر

تا که شاید باز گردند علی آرام تر

پدر رحیم است علی آرام تر

پدر پیر است علی علی آرام تر

طاقت ندارد علی آرام تر


اربا اربا شده ای نگفت  پدر علی آرام تر؟… چگونه بکشد تو را در آغوش نگفت پدر علی آرام تر؟


یاحسین بن علی علیه السلام

خوانده شده توسط نویسنده ولاگ در ماهنامه قرآن 94

اشتراک گذاری این مطلب!

شب هفتم، شب شش ماهه علی اصغر

17ام مهر, 1395


Image result for ‫علی اصغر‬‎



از سه ساله هم کوچکتر است ، سال ندارد ؛ هنوز حرف نمی زند، هنوز راه نمی رود، هنوز..

آخر گناه ندارد که هنوز ، غذایش شیر و آب است، هنوز عمو آب نیاورده است، هنوز!

عطش برایش کم است، خنجر سه شعبه انگار بس است!

درد با سال، رابطه ی برعکس دارد ! هر چه کوچکتر درد بیشتر!


“در خانه اگر کس است یک حرف بس است “

السلام علیک یا باب الحوائج علی اصغر

 

اشتراک گذاری این مطلب!

شب ششم ، شب قاسم بن الحسن علیه السلام

16ام مهر, 1395


Image result for ‫قاسم بن الحسن‬‎


عمو اذن نمی داد. هرچه گریست اثری نداشت ، پای عمو را می بوسید و اشک می ریخت پیش مادر رفت.

مادرش نشانی از پدر به او داد و گفت: این را به نزد عمویت ببر.

دست خط حسن علیه السلام که از امام خواسته بود به او اجازه میدان دهند، انگار که همه خود را برای این واقعه آماده کرده بودند. حسین بن علی علیه السلام نیز در پیرو نامه ی برادرش حسن علیه السلام ،قاسم را عازم میدان کرد.

نوجوان بود و ریز جثه ، اما بسیار بزرگ ، سند بزرگیش را شب قبل امضا کرده بود . آن وقت که در پاسخ به سوال عمو که “مرگ در رکاب من برای تو چگونه است؟” گفته بود: شیرین تر از عسل!

همان وقت بود که عمو در دلش اذن میدان را به او داده بود. لباس رزم به تنش بزرگ بود. با همان لباس ها رهسپار میدان شد.

عده ی زیادی را به هلاکت رساند. محاصره اش کرده بودند . عمر سعد به او حمله کرد و با تیغ بر سرش کوفت ، عمو را خواند، عمو به سرعت خود را به بالین قاسم رساند و ضربه ای بر قاتلش زد که دستش از آرنج جدا شد قاسم را در آغوش کشیده بود و می گفت” چقدر برای من سخت است که عمویت را بخوانی و من نتوانم کاری برایت انجام دهم.

پس از شهادت امام او را به سینه خود چسباند و در کنار کشتگان هاشمیان گذاشت.

 خوانده شده توسط نویسنده وبلاگ در ماهنامه قرآن 94

اشتراک گذاری این مطلب!

شب پنجم ، شب اصحاب و عبدالله بن الحسن علیه السلام

16ام مهر, 1395



Image result for ‫عبدالله بن الحسن علیه السلام‬‎

 

هنوز به حد بلوغ نرسیده بود و در خیمه گاه با زنان به سر می برد. امام را محاصره کرده بودند.

هنگامی که متوجه حمله دشمن به جانب امام شد از خیمه گاه بیرون دوید سراسیمه و شتابان به سمت عمو می دوید. در کنار عمو ایستاد ، زینب سلام الله علیها او را دنبال می کرد به او رسید ، تلاش می کرد که نگهش دارد عبدالله نمی گذاشت امتناع می کرد.

امام حسین علیه السلام به خواهرش فرمود :"ای خواهرم ! او را نگه دارید.” به عمه اش گفت: ” سوگند به خدا ، از عمویم جدا نمی شوم.”

ناگاه “بحربن کعب” ملعون شمشیر خود را به سوی امام پایین آورد. عبدالله فریاد زد: ” ای پسر ناپاک! وای بر تو ! آیا می خواهی عمویم را بکشی؟”

بحر قصد ضربه زدن به امام را داشت ، ناگاه عبدالله دستش را پیش آورد تا ضربه را از امام دور سازد، ولی دست مبارکش تا پوست قطع شد و دست آویزان گشت.

کودک فریادش بلند شد :"یا ابتاه؛ ای مادرم”

امام او را در برگرفت و به سینه چسبانید و فرمود :” ای فرزند برادرم! بر آنچه به تو رسیده صبر کن و آن را به حساب خیر بگذار ؛ چرا که خداوند تو را به پدران صالحت ملحق خواهد کرد.”

در نهایت عبدالله به دست “حرمله بن الکاهل الاسدی ” ملعون به شهادت رسید.


خوانده شده توسط نویسنده وبلاگ درماهنامه قرآن 94

اشتراک گذاری این مطلب!

شب چهارم، شب حر و آزادگی ، شب عون و عبدالله فرزندان زینب سلام الله علیها

15ام مهر, 1395


Image result for ‫حر و آزادگی‬‎


در برابر لشگر کوفیان فریاد برآورد که آیا فریاد رسی هست که از برای رضای پروردگاربه فریاد ما برسد؟

آیا کسی هست که از حرم رسول خدا صلی الله علیه و آله شر دشمنان را دفع نماید؟

نصر و ناصر طلبید اما نه به این خاطر که تنها مانده است ، نه هرگز که او تنها نبود با وجود عباس ، پیش تر حتی لشکری از جن و فرشته اذن جان فشانی در رکابش را طلبیدند، به آن ها اذن نداد. کسی چه می داندشاید به آن ها گفته باشد تا عباس هست چه نیاز به شما؟!

نه صبر کن، تا شب عباس یک دست! مانده است، از عباس در شب نهم باید گفت…..

داشتم می گفتم : امام طلب یاری کرد نه از برای یاری گرفتن که از برای یاری کردن! حر صدای استغاثه امام را شنید! رو به عمر سعد گفت: آیا با این مظلوم جنگ خواهی کرد؟! و پاسخ شنید به خدا قسم جنگی خواهیم نمود که آسان ترین مرحله اش این باشد که سرها از بدن ها به پرواز درآید و دست ها ز تن ها بیفتد.

این راشنید و از لشگر کناره گرفت ،لرزه ای بر تنش افتاد. شجاع ترین ! مرد اهل کوفه و لرزه بر اندام!

عجیب نیست خود را میان بهشت و جهنم دیده بود،نشانش داده بودند! سوار بر اسب تاخت  تا به خدمت امام رسید ، پرسید به سوی خدا توبه  کردم آیا توبه ام پذیرفته است ؟ و امام : آری خدا توبه تو را قبول خواهد کرد، اذن میدان گرفت ، به میدان رفت و دلاورانه جنگید.کشته شد، در راه حسین بن علی کشته شد!

بدن مجروحش را خدمت امام آوردند امام خود خاک را از صورتش پاک نمود و فرمود: تویی آزد مرد چنان که مادرت تو را “حر” نام نهاده و توییی جوانمرد آزاد در دنیا و آخرت!

حر که خون به دل امام کرده بود، خود باعث مصیبت بود پس چه شد؟ حر و شهادت در راه حسین علیه السلام؟!

عجب نیست کمی بیشتر یک ادب به خرج داده بود. همین! حر در راه بازگشت به مدینه راه بر امام بست، امام خطاب به حر گفت: ” مادرت به عزایت بنشیند چه می خواهی؟”

و حر گفت ” اگر جز شما هر یک از اعراب در این حال با من چنین سخنی می گفت پاسخش را می دادم! اما به خدا قسم که نمی توانم نام مادر شما را جز به نیکی ببرم”


و این است مزد یک ادب در برابر دردانه ی رسول خداصلی الله علیه و آله، زهرای مرضیه … شهادت در راه حسین علیه السلام!

عجب خاندان با کرامتی !


خوانده شده توسط  نویسنده وبلاگ در ماهنامه قرآن 94

اشتراک گذاری این مطلب!

شب سوم، شب سه ساله، شب حضرت رقیه "سلام الله علیها"

13ام مهر, 1395


Image result for ‫رقیه سه ساله‬‎


از سه ساله گفتن سخت است …

… نوای کودکانه ای به گوش می رسد، گویا با پدر صحبت می کند، شیرین زبان است، خاصیت سن اش است، آخر سه سال دارد! سه سال دارد و سیلی می خورد، سه سال دارد و پایش درد دارد آخر جای کفش آبله به پا دارد، سه سال دارد و جای عروسک سر پدر به دامن دارد…

پدرجان کجایی آخر؟

عمویم عباس آب نیاورده است هنوز، من تشنه ام، پدر جان این حرامی ها مرا کتک می زنند و یتیم می خوانند مرا، پدر جان آخر چقدر عمه سپر بلایم شود.

یک عمه است و هزار بلا، یک عمه است و درد رباب بی علی، یک عمه است و داغ برادر، داغ دو علی، پدر من خود دیدم که عون و محمد نیز کشته شدند اما عمه هیچ گاه به روی خود نیاورد، انگار نه انگار که مادر است، اما طبیعی است آخر عمه زینب! است.


آری سه سال دارد، سنی ندارد! ولی بسیار فهم دارد …

خوانده شده توسط نویسنده وبلاگ در ماهنامه قران 94



اشتراک گذاری این مطلب!

شب دوم ، شب ورود به کرب بلا

12ام مهر, 1395


Image result for ‫ورود امام حسین به کربلا‬‎


دوم محرم سال 61 بود که امام به همراه خانواده ویاران! و نه لشکر و سربازان به سرزمین بلا وارد شدند، از برای صلح و اصلاح ونه  جنگ و خون ریزی که وگرنه زن و بچه! را چه به کار است! در جنگ جز دل ناگرانی و رنج و مصیبت.

به کربلا که رسیدند حسین"علیه السلام” پرسید نام این سرزمین چیست؟ همینکه نام کربلا را شنید فرمود این مکان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست.

به گمانم از همین جا بی تاب شد خواهر.

گویا از قبل او را مطلع ساخته بودند از کرب  بلا! و مگر می شود دختر علی، زینت پدر، راز خلقت خود را نداند. زینب آفریده شد از برایث زینبی کرب بلا، از برای خواهری حسین!

به راستی به جز زینب چه کسی می توانست زینب! باشد؟

خوانده شده توسط نویسنده وبلاگ در ماهنامه قرآن 94

اشتراک گذاری این مطلب!

شب اول ، شب مسلم بن عقیل

11ام مهر, 1395

Image result for ‫مسلم بن عقیل‬‎


به کوفه که رسید، بیعت گرفت از هزاران تن برای پسر عم خود حسین بن علی علیه السلام !

 مردم فوج فوج به دیدار فرستاده حسین علیه السلام که در خانه مختار یا به روایتی مسلم بن عوسجه مسکن گزیده بود می آمدند ، مسلم پسر عقیل نامه امام را برایشان می خواند و آن ها از شوق اشک می ریختند ! کوفیان عجب استقبال کردند!

از ایشان برای امام بیعت گرفت ،برای امام نامه ای فرستاد و از او دعوت کرد که به کوفه بیاید ، اما وقایع به گونه ای دیگر رقم خورد!

کوفیان به رسم دیرینه شان بی وفایی کردند ، مسلم در منزلی پنهان شد ،پیدایش کردند ، با آن ها جنگید عده ی زیادی را به درک واصل کرد ، حریفش نشدند ، گفتند : ما به تو امان می دهیم ، گفت : به قول شما کوفیان اعتمادی نیست و امانشان را نپذیرفت و هم چنان جنگید تا بالاخره دستگیرش کردند

 وقتی از حیات خود مایوس شد گریست ، ابن عباس پرسید: از چه گریه می کنی ؟ تو را که مقصد و راه روشن است و از برای هدف تو تحصیل این رنج ها بسیار نیست ،بلکه گریه ام برای آن سید مظلوم امام حسین علیه السلام و اهل بیت اوست که به فریب این منافقان غبار از یار و دیار خود جدا شده اند و روی به این جانب آورده اند ، نمی دانم بر سر ایشان چه خواهد آمد!

تا آخرین لحظات سعی می کرد امام را از مکر و وعده های دروغی کوفیان مطلع سازد حتی به ابن اشعث التماس کرد که از جانب او پیکی برای امام بفرستند اما…..

 به راستی که زیبنده دامادی علی علیه السلام بود و علی خوب همسری برای رقیه دخترش برگزیده بود، مسلم پسر عقیل فرستاده ی حسین بن علی را مظلومانه و غریبانه به شهادت رساندند.

مسلم نخستین شهید واقعه ی کربلا و پیش مرگ نهضت عاشوراست.

خوانده شده توسط نویسنده وبلاگ در ماهنامه قرآن 94



اشتراک گذاری این مطلب!

زیارت عاشورا در سیره ابرار

11ام مهر, 1395

در سال 61 هجری تلخ ترین فاجعه تاریخ انسانی به وقوع پیوست،روز عاشورا بود که بهترین خلق به همراه بهترین نزدیکان وبهترین اصحاب و بهترین مسلمانان در سرزمینی که به واسطه این بهترینها، بهترین شد، شربت شهادت را در عطش وصال دوست،سرکشیدند.

اما در مقابل این بهترینها، بدترین هایی نیز وجود داشت. اول آن که کسانی که حضرت امام حسین(ع) و یارانش را به شهادت رساندندبدترین مردم بودند. دوم آنکه بدترین ظلمها را بر آن حضرت رواداشتند به گونه ای که به نحوی دلخراش و جانسوز امام حسین(ع) ویارانش را به شهادت رساندند. بدین گونه بود که عاشورا جاودانه شد و خداوند اجر این همه جانفشانی و مظلومیت را چه زیبا دراین دنیا به آن حضرت عطا نمود، چنان که به امام حسین(ع)کرامات بسیار بخشید و در محبت و زیارت و تربت آن بزرگوار فارغ از عطای اخروی، کرامت دنیوی بخشید.

در ترنم باران معرفت چنین رسیده است:

امام صادق(ع) فرمود: «من زار الحسین فی یوم عاشورا وجبت له الجنه » (1) کسی که در روز عاشورا امام حسین(ع) را زیارت کندبهشت بر او واجب می شود.

و امام رضا(ع) فرمود: «فان البکاء علیه (الحسین) یحط ذنوب العظام » (2) همانا گریستن بر امام حسین(ع) گناهان بزرگ رانابود می کند.

و امام صادق(ع) فرمود: «من زار قبر ابی عبد الله(ع) یوم عاشورا، عارفا بحقه کان کمن زار الله تعالی فی عرشه » (3) کسی که روز عاشورا قبر امام حسین(ع) را زیارت نماید در حالی که حق او را بشناسد همانند آن است که خدای را در عرش او زیارت کرده است.

و در سیره ابرار و نیکان آمده است که آنان حق آن مقام والا رامی شناختند و در سایه این شناخت در مقام عمل حق او را گرامی می داشتند. بزرگان از رهگذر این احترامات بزرگی یافته اند:

آیت الله العظمی اراکی:

یکی از ملازمان ایشان نقل نموده که برنامه معظم له این بود که هر روز بالای بام می رفتند و به حالت ایستاده به خواندن زیارت عاشورا می پرداختند و صد لعن و صد صلوات که در زیارت عاشوراوارد شده است مقید بودند بطور کامل قرائت کنند و این برنامه ایشان به همین نحو یعنی بالای بام و رو به قبله حتی در روزهای برفی و سرد هم بدون کم و کاست ادامه داشت تا موقعی که توانایی جسمی داشتند. (4)

ادامه »

منم گدای حسین (ع)

11ام مهر, 1395

 

Image result for ‫امام حسین علیه السلام‬‎

 

 

از آن خوشم که شدم نوکر سرای حسین
منم غلام کسی که بود گدای حسین

دو چشم داده خداوند تا که گریه کنم
یکی برای حسن آن یکی برای حسین

یقین که آتش دوزخ حرام گردیده
به جسم آنکه بود یار آشنای حسین

برای بخشش کوه گناه یک راه است
بریز قطره ی اشکی تو در عزای حسین

کبوتر دل عشاق هر شب جمعه
نشسته است روی گنبد طلای حسین

خدا کند که شبی زائر حرم گردیم
و جان دهیم همان شب به کربلای حسین

به گوش جان تو اگر بشنوی هنوز آید
ز زیر نیزه و تیغ و سنان صدای حسین

محمد رسول زاده

 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

"گام اخر اینکه..."

11ام آذر, 1394

اللهم عجل  لولیک الفرج

 

به شکرانه این چهل گام کوچکی که

به لطف و عنایت خداوند متعال در راستای

هدف ” با حسین ماندن ” برداشتیم

سر به سجده می نهیم و حمد و سپاس می گوییم خدا را،

چون حامدان راستین.

سپاس می گوییم خدای حسین (ع) را که ،

به ظرف وجودمان قابلیت درک این مصیبت عظما را عطا فرمود.

و نیز عاجزانه از در گاه احدیش در خواست ثبات قدم صادقانه

در ادامه ی این راه را همانند یاران شهید امام حسین (ع) داریم و

آرزو می کنیم که روزی مان بفرماید اجر این ثبات قدم صادقانه را ،

شفاعت آن بزگوار در روز قیامت.

التماس دعا


با تشکر از: کانون فرهنگی اجتماعی زنان استان  آ.غ ( گرد اورنده مجموعه چهل گام با حسین ماندن)


اشتراک گذاری این مطلب!

"گام چهلم"

11ام آذر, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج


چهل گام برداشتیم

تا این حقیقت را دریابیم

که هدف این است راه توحید بسته نباشد،

قیمتش هرچه میخواهد باشد ،

حتی شهادت دردانه رسول و اصحابش

و طفل شش ماهه و اسارت آل الله

و به این باور برسیم که ….

“ان الحسن مصباح الهدی”

و کربلا انگشت اشاره ایست که گم نشویم….

و بدانیم که اگر با حسین در صحنه نباشیم

هرکجا که باشد چه ایستاده به نماز و

چه نشسته در شراب یکی است

پس در صحنه باشیم و یادمان نرود پیام “آفتاب":

دست نا اهلان نیفتد انقلاب.




اشتراک گذاری این مطلب!

"گام سی و نهم"

11ام آذر, 1394

 

ا

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

ای زائر کرب و بلا ، کربلایی شدی

جانم فدایت با حسین ماندی.

 

تو اینک مرحبا ،

و آمو ختن این سه اصل را ،

معرفت امام ” صراط مستقیم “،

اطاعت امام با ” ثبات قدم “،

و” نصرت “ امام هادی منصور را

در ستاندن انتقام ثارالله با بذل جان

در رکاب امام منتقم.

 

زیارت قبول التماس دعا


اشتراک گذاری این مطلب!

"گام سی و هشتم"

9ام آذر, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج


 

بدانیم مهمترین اصل یاری امام ،

ثبات قدم است” ثبت لی قدم صدق “

زیرا کم نبودند کسانیکه با اهل بیت (ع)

شروع کردند، ولی در بین راه متزلزل شدند.

با ثبات قدم است که می توان همچون

یاران امام حسین (ع) به مقام

“الذین بذلو مهجهم دون الحسین (ع) ” رسید،

یعنی بذل خون در معیت حجت خدا ،

که اگر حجت خدا را یاری نکنی ،

هر که باشی عضو حزب شیطانی.




اشتراک گذاری این مطلب!

چله غم از حنجره خسته زینب علیهاالسلام

8ام آذر, 1394

Image result for ‫زینب در اربعین‬‎

چهل روز است که چله‏ نشین غربت آیینه‏ ام.

چهل پگاه است که چکاچک شمشیرها، خاموش شده و اندوه نیرنگ کوفیان، از حنجره خسته زینب علیهاالسلام فریاد می‏شود.

فریاد غربت حسین را باید از گلوی خشکیده طفلی شنید که گل‏پوش تیر وحشیانه سیاه‏دلان شد.

ای نخل‏های صبور، شاهدان بی‏ زبان معرکه آتش و خنجر! آنچه را دیدید، در یک هم‏سرایی شاعرانه بر جهانیان عرضه کنید.

مرا با داغ نینوا تا قیامت پیمانی‏ست ناگسستنی.

آقا! عاشورایی‏ ام کن

سجاده ‏نشین لحظه ‏های سرخ عبادت! دستی برآور و سینه‏ ام را عاشورایی کن. می‏خواهم پس از چهل وادی رنج و گریه، نام تو، مستفیض دقایق عزایم باشد.

آقا! کسی که امروز به تغزیت خاندان تو برخاسته، می‏خواست دیروز باشد و هواخواهی ‏اش را با نثار جان خویش به تماشا بگذارد.

از چهلمین شب عروج آسمانی‏ ات، چندین چله گذشته است که در شمار نیست؛ اما زخم‏ها همچنان تازه و مرثیه‏ ها خواندنی‏ست.

فرات، تنها شاهد این ماجراست؛ مگر می‏شود مشک‏ها را فراموش کند؛ یا لب‏های تشنه ‏ای را که با حنجره سوخت باد، آب را فریاد می‏زدند؟!

چهل روز اندوه

درد ، روایت هفتاد و دو ستاره خاموش را به توفان سپرده است.

چهل غروب، آسمان، خورشید را بارید. چهل بار کوه، پژواک مظلومیت خون شهدا را به آسمان پاشید و گودال خون تراوش کرد. چهل روز غم، دیوارهای کوفه را کوبید و نیزه ‏ها، نیمه جان، پا بر زمین زدند. به یاد آن روز که طنین «هل من ناصر» کسی، کائنات» را می‏لرزاند.

ادامه »

"گام سی و هفتم"

8ام آذر, 1394

اللهم عجل لولیک الفرج

 

اینک بدانیم که سفیر و نائب امام حسین زمانه،

همچون ماه با نورش ظلمت وسیاهی فتنه ها

را می شکافد و ما را به صبح ظهور

خورشید عالم تاب هستی رهنمون می شود،

یاریش کنیم و دست بیعتمان همواره در

دست زخم خورده اش باشد.

بشنویم ندای ” این العمار “ اش را…

مبادا که از تنهایی شکوه بر امامش برد.


اشتراک گذاری این مطلب!

"گام سی و ششم"

7ام آذر, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

با دقت بنگر … مسلم را نمی بینی ؟

” مسلم ” به نیابت از ” حسین زمان “،

برای تجدید بیعت آمده،

بیایید نگذاریم ” مسلم ” تنها بماند ،

نگذاریم تاریخ تکرار شود ،

عبرت بگیریم از تاریخ ، مبادا که

” مسلم اش ” تنها و بی یاور بماند .

در یابیم ” حضرت ماه ” را

در این ظلمتکده ی فتنه ها.



اشتراک گذاری این مطلب!

"گام سی و پنجم"

6ام آذر, 1394

 Image result for ‫بصیرت‬‎


اللهم عجل لولیک الفرج

 

مراقب باشیم که مبادا ، از خوارج کج فهم نهروان باشیم

و یا از نا رفیقان جمل

و یا ازقدرت پرستان صفین..!

نکند فریب حیله های عمرو عاص ها وابن زیاد ها را بخوریم.

برق سکه های دارالخلافه چشما نمان را کور نکند..!!

یا که شمشیر یزیدیان

تنمان را به لرزه در نیاورد…

یا مفتون دجالان منحرف نشویم..

پس بیدار و هوشیار در صحنه باید بود.



 


اشتراک گذاری این مطلب!

"گام سی و چهارم"

5ام آذر, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

مراقب و مواظب باید بود،

راه کربلا از کوفه می گذرد،

انتخاب در کوفه است ، وصال در کربلا،

واینک ما ساکن کوفه ایم.

آیا ما هم جزو امضا کنندگان دعوت نامه

به امام نیستیم؟!!..

آیا هر روز فریاد “عجل علی ظهورک “

سر نمی دهیم؟..

یادمان نرود معنای ” حلت بفنائک"…




اشتراک گذاری این مطلب!

"گام سی و سوم"

5ام آذر, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

چشم ها را باید شست ، جور دیگر باید دید.

یاد گرفتیم که ” کلهم نور واحد ” و

” کل ارض کربلا و کل یوم عاشورا “

بشتابیم به یاری حسین ، مبادا دیر شود .

نمی بینید ؟…

گرفته ” حرمله ” “فلب عالم ” را نشانه !!

ای وای..حرمله  زانو بر زمین زده

تیر بر چله کمان می گذارد ..! وای..وای…


اشتراک گذاری این مطلب!

"گام سی و دوم"

3ام آذر, 1394

 Image result for ‫حسین زمان تنهاست‬‎


اللهم عجل لولیک الفرج

 

باید که افق دید انسانی خود را وسعت دهیم ،

آنگاه در می یابیم که همواره در صلوه

ظهر عاشورا هستیم…و حسین …

باز تنهاست ، تنهای تنها !!!…

بنگر ، حسین باز غریب است !!!…

نمی بینی ؟!!..

او یار می طلبد … نمی شنوی ؟!1

حسین زمان را می گویم …او تنهاست …!!!

 

اشتراک گذاری این مطلب!

"گام سی و یکم"

2ام آذر, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 


به باور خود اینگونه بباورانیم که،

امام در منزلت خود امام است نه ماموم،

حقایق دنبال امام هستند نه امام دنبال حقایق.

یعنی حق آنست که امام بگوید ،


نه آنکه امام سخن حق می گوید.

حق بودن حق با قول وفعل امام ثابت می شود.

” الحق معکم و فیکم و منکم و الیکم وانتم اهله و معدنه”

حق ، همواره بر مدار وجود امام می گردد.


 


اشتراک گذاری این مطلب!

"گام سی ام"

1ام آذر, 1394

 Image result for ‫امام معصوم‬‎

اللهم عجل لولیک الفرج

 

بیاموزیم کف معرفت امام را ، که سه اصل است:

1- اینکه امام را “مفترضه الطاعه ”

واجب الاطاعه بدانیم.

2- امام را ” شهید “ بمعنای

شاهد و ناظر اعمال امت بدانیم و..

3- امام را همواره غریب بدانیم

غربت بمعنای ” دفعتکم عن مقامکم “

یعنی اینکه در دنیا امام هیچگاه در جایگاهی

که خدا تعیین فرموده ، قرار نگرفته است.


 

اشتراک گذاری این مطلب!

"گام بیست و نهم"

30ام آبان, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرجImage result for ‫خواص و عوام کربلا‬‎

 

 

بدانیم یکی از عوامل ، بلکه مهمترین عامل شهادت

امام حسین(ع) جهالت عوام و رذالت خواص است!!

راز کوفه راز رذالت خواص است،

قاتلان امام حسین(ع) چه کسانی بودند ؟..یزید ؟…شمر؟..

یا خواص دنیا زده و دچار رذالت شده ی

بی بصیرت ؟!!

” عمر سعد ” کی بود ؟…

 

اشتراک گذاری این مطلب!

"گام بیست و هشتم"

29ام آبان, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

بیاموزیم اصل ” حلت بفنائک “را،

یعنی ذوب شدن در وجود مبارک امام را

نفس کشیدن به اذن امام ،

دیدن

شنیدن

رفتن

ماندن

بودن

سکوت

فریاد

جنگ

صلح همه و همه

در راستای امر و رضای امام را.



اشتراک گذاری این مطلب!

"گام بیست و هفتم "

28ام آبان, 1394

 Image result for ‫ائمه اطهار‬‎

اللهم عجل لولیک الفرج

 

دانستن اینکه:

بیست و پنج سال سکوت امیر المومنین (ع)،

یا پذیرفتن حکومت، جنگ با ناکثین و مارقین و قاسطین،

صلح امام حسن (ع) ،

اسارت ال الله،

دعاهای امام سجاد (ع)،

مکتب علمی امام باقر (ع) و امام صادق (ع)

پذیرفتن ولایتعهدی امام رضا (ع) ….

همه در راستای اصل ” ان کان دین ..”

و برای اقامه دین حق بود ولا غیر.


 

اشتراک گذاری این مطلب!

"گام بیست و ششم "

28ام آبان, 1394

 Image result for ‫حسین شهید‬‎

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

بدان

 

امام حسین (ع) را با ندای تکبیر و تحلیل

شهید کردند تا، تکبیر و تهلیل را کشته باشند.

چون امام نمونه بارز تکبیر و تهلیل است.

ماجرای کربلا و روز خندق عین همین هستند.

در جنگ خندق تمام حق بود در مقابل تمام باطل

” باطل عریان “


شمشیر حق و اسلام که بر فرق کفر و باطل مطلق ،

” عمروابن عبدود” پایین آمد، خانه ای نماند که

در آن ندای توحید و سرور وارد نشود.

ولی در کربلا شیاطین بدست مصلحت اندیشان

دنیا طلب شمشیر باطل را با روکشی از اسلام

و لباسی حق گونه بر فرق حق مطلق و امام

بر حق فرود آوردند و خانه ای نماند که

نکبت و بدبختی و کفر در آن وارد نشود.

 

اشتراک گذاری این مطلب!

" گام بیست و پنجم "

26ام آبان, 1394

 


اللهم عجل لولیک الفرج


آمادگی پیوستن است به اردوگاه یاران امام

با درک این مطلب عظیم که

” فا سئل الله الذی اکرم مقامک و اکرمنی بک ان یرزقنی طلب ثارک

مع امام منصور من اهل بیت محمد (ص)”

یعنی که کرامت دنیا و اخرت ،

یاری به ” امام منصور ” در جهت

خونخواهی سید الشهداست.




 


اشتراک گذاری این مطلب!

"گام بیست و چهارم "

26ام آبان, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

معرفت وشناخت تک تک یاران امام است

 

که سرورشان ابو الفضل العباس (ع) است.

پس ادب را در کلاس درس او بیاموزیمImage result for ‫علمدار کربلا‬‎

وبصیرت و فدایی امام شدن را ،که

همچون شیر ژیان بر در خیمه امامش

دو زانو نشسته بود و مراقب ، تا گرگ صفتان

را جرات نزدیک شدن به خیمه ها نباشد.




در کلاس زینب کبرا (س)بیاموزیم درسImage result for ‫حضرت زینب‬‎

صبر و ولایتمداری را ، زیرا که پیام آور

کربلا هر سه قسم صبر، صبر بر مصیبت ،

صبر بر معصیت و صبر بر طاعت را

در پهنه افرینش به نمایش گذاشت.





اشتراک گذاری این مطلب!

"گام بیست وسوم "

25ام آبان, 1394

اللهم عجل لولیک الفرج


شناخت ، هدف از قیام کربلاست .

 

امام حسین (ع) می فرمایند :

“ان کان دین محمد لم یستقم الا بقتلی ، فیا صیوف خذینی “

دین جدم استوار بر جای نمی ماند مگر با شهادت من، پس شمشیرها مرا در بر گیرید.

 

یعنی هدف اصلی استقرار دین اسلام است.



 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

" گام بیست و دوم "

24ام آبان, 1394

 Image result for ‫ائمه نور واحد هستند‬‎

 

اللهم عجل لولیک الفرج

بدان :

 

نوری که با بعثت نبی اکرم (ص) شروع شد

و با نصب امیرالمو منین (ع) به اکمال رسید ،

متناسب با شرایط زمان جلوه می کند ،


ائمه هدی (ع) ” کلهم نور واحد ” هستند .

یعنی این بزرگان همچون ائینه

به اذن خدا نسبت به مقتضیات زمان

تجلیگاه نور خدا هستند .

فقط جلوه انوار فرق می کند.




 


اشتراک گذاری این مطلب!

" گام بیست و یکم "

22ام آبان, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

بدان :

 

قیام امام حسین (ع) انفجار نور بود

در ظلمت و تاریکی جهل و عناد.


و خود پرستی و دنیا طلبی بشر ، ” جاهلیت اخری “

تا قیام امام حسین (ع) نباشد ،

شمر ” از ” مسلم ابن اوسجه ” تشخیص داده نمی شود.

کربلا محک ایمان افراد است

و با  نور حسین(ع)

حق از باطل تمیز داده می شود.



اشتراک گذاری این مطلب!

" گام بیستم "

21ام آبان, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 




بدان که ائمه (ع) مجری طرح جامع

جهانی برای هدایت و رستگاری بشر هستند ،

الی یوم القیامه

امامان همچون کشتی هستند در طوفان عالم

همه عالم طوفان است و یک کشتی هم بیشتر نیست ،

جز وجود مبارک امام در هر عصر و زمان.

ولی با کمال تاسف،غربت ومظلومیت،

جام زهری بود که به دست بشریت جاهل،

بر وجود مبارک اولین امام تا اخرینشان تحمیل گردید.

 

امام حسین (ع) غریق نجات است ،

ایشان در دریای طوفانی دنیا می گردند و کسانی را که در حال غرق شدن هستند نجات می دهند اما شرطش این است که حداقل یک انگشت بیرون باشد.

یا ابا عبدالله (ع) دستمان را بگیر ، ما دست به سویت دراز کرده ایم.


اشتراک گذاری این مطلب!

" گام نوزدهم "

20ام آبان, 1394

 


اللهم عجل لولیک الفرج

 

درک این مطلب است که :

اگر قیام خونین کربلا نبود،

دو بال آگاهی مردم با شهادت امام

واسارت اهل بیت (ع) شکل نمی گرفت.

این شهادت و اسارت ، دو سیلی بود

که بر گوش بشریت در طول تاریخ نواخته

شد تا “راه ” از “چاه” شناخته شود.



اشتراک گذاری این مطلب!

" گام هجدهم "

19ام آبان, 1394

اللهم عجل لولیک الفرج



بشریت در طول تاریخ سه بار دچار هبوط شد .

 

اول : هبوط حضرت آدم از بهشت

دوم : هبوط در زمان حضرت موسی که ذلت  و مسکنت را نصیب قوم بنی اسرائیل کرد .

و سوم : هبوط بعد از رحلت حضرت پیامبر (ص) بود

که با سرپیچی از فرمان خدا و نا دیده گرفتن جریان غدیر و امامت امیرالمومنین (ع) بود

که ذلت و بیچارگی بر بشریت مستولی گشت وتا زمان ظهور ادامه خواهد داشت.


 


اشتراک گذاری این مطلب!

" گام هفدهم "

18ام آبان, 1394


اللهم عجل لولیک الفرج

 

دریافت این حقیقت است که:

آنان که پیام غدیر را به خوبی دریافت نکردند،

بر سر دو راهی کربلا و کوفه ماندند

و خواهند ماند…

و گرفتار دام مصلحت اندیشی ها

عاقبت جایگاهشان

در میان کوفیان است


اشتراک گذاری این مطلب!

" گام شانزدهم "

17ام آبان, 1394

 اللهم عجل لولیک الفرج

 


بدان که :

 

ماجرای سقیفه ” نقطه “، ” سر خطی ” بود

که بشریت را از اوج فضیلت جامعه ی عدل علوی

در ” مدینه فاضله “ نبوی،

به رذالت وپلشتی جامعه اموی رسانید!!!…



 

 


اشتراک گذاری این مطلب!

" گام پانزدهم "

16ام آبان, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج

درس تاریخ داریم :

 

می دانی ظلمت کربلا از کجا  پیدا شد …؟

 

از آن روزی که خورشید غدیر را

خانه نشین کردند و دربند کشیدند.


باب شهر علم خانه نشین می شود …

و دجالان و دغلبازان ،

صحنه گردان جامعه مسلمین !!!…

 

امام باقر (ع) می فرمایند : آنگاه که مردم غیر علی (ع) را به خلافت انتخاب کردند،

ابلیس تاج پادشاهی بر سر نهاد و منبری ازآتش نصب کرد و بر آن نشست و شیاطین

را جمع کرد و گفت : ” شادی کنید ، چرا که تا امام قیام نکند خدا اطاعت نمی شود”…..


اشتراک گذاری این مطلب!

" گا م چهاردهم "

15ام آبان, 1394

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

سوال کن ،چرا کربلا ؟….

چرا ریختن خون خدا ؟!!….

چرا سر جدا ، پیکر جدا ؟!!!….

با لب تشنه  چرا ؟!!….ای وای….

سر نور خدا بر نیزه ها ؟….!!!

این همه ظلمت چرا ؟؟؟؟...


 

اشتراک گذاری این مطلب!

" گام سیزدهم "

14ام آبان, 1394
Image result for ‫بالای نیزه رفتن قرآن‬‎


اللهم عجل لولیک الفرج


بدان که : قران به فرمان معاویه بر سر نیزه رفت تا

قران  ناطق  وادار به  سکوت شود با فشار کج فهمان،

که این جریان مقدمه ای شد برای بالای نیزه رفتن سر امام حسین (ع) در کربلا!!…

و هر دو با حیله حفظ اسلام در ظاهر ،

وحذف  امام از رهبری جامعه در باطن .




 


اشتراک گذاری این مطلب!

" گام دوازدهم "

13ام آبان, 1394


اللهم عجل لولیک الفرج


بشناس دوست ودشمن امامت را،

بشناس ” اَوَّلَ ظالِمٍ ظَلَمَ حَقَّ مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ “را .


پس دم بگیر این عرض ارادت را که :


اِنّى سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ

وَ وَلِىٌّ لِمَنْ والاکُمْ وَعَدُوٌّ لِمَنْ عادٰاکُمْ


ابزار دوستی با دوستان امام ودشمنی

با دشمنان امام را عملا انجام بده

و بدانکه خداوند دوستدار کسی است

که حسین را دوست بدارد.


اشتراک گذاری این مطلب!

" گام یازدهم "

12ام آبان, 1394


اللهم عجل لولیک الفرج

 

بشناس  “وتر الموتور ” را ،

آن ” تنهایی که تنها نیز گذاشته شد"!!!

یعنی در جایگاهی که خدا ورسولش تعیین کرده بودند قرار نگرفت

به دلیل یاری نشدن و جهل مردم .

بشنو سخنش را که می فر ماید :

” انی ارید ان امر بالمعروف و انهی عن المنکر”

“بشناس معروف را و منکر را”



اشتراک گذاری این مطلب!

" گام دهم "

11ام آبان, 1394


اللهم عجل لولیک الفرج

 

سلام روزانه   مولایت در اخر نماز یادت نرود…..

سلام بر ابا عبدالله…

سلام بر یابن رسول الله…

سلام بر یابن امیرالمومنین…

سلام بر یابن فاطمه الزهرا …

سلام بر ثارالله و ابن ثاره

سلام بر * وتر الموتور *




 


اشتراک گذاری این مطلب!

" گام نهم "

10ام آبان, 1394

اللهم عجل لولیک الفرج


تداوم در خواندن زیارت عاشورا ست .

ایا میدانی که

زیارت عاشورا * حدیث قدسی* است

و از ناحیه حضرت  احدیت صادر شده ؟

و خواندنش نیز در زمان غیبت از سوی

وجود مبارک * منتقم خون امام حسین (ع)*

بسیار توصیه شده ؟




اشتراک گذاری این مطلب!

" گام هشتم "

10ام آبان, 1394

قَدْ اَقَمْتَ الصَّلوةَ وَآتَیتَ الزَّکو ةَ وَاَمَرْتَ بِالْمَعْروُفِ وَنَهَیتَ عَنِ
الْمُنْکرِ وَتَلَوْتَ الْکتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ وَجاهَدْتَ فِى اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ


اللهم عجل لولیک الفرج


در زیارت امام حسین (ع) در شبهای قدر می خوانیم :

*تَلَوْتَ الْکتابَ حَقَّ تِلاوَتِهِ *

حقیقت قران را تو بیان کردی یعنی

قران صامت را تو به نطق در اوردی اما…..

با کمال تاسف در ده سال امامت امام حسین (ع)

ان قران ناطق را صامتش کردند ،

کسی در قران ناطق را دق الباب نکرد .

لذا شد انچه نباید می شد ؟ ……چرا؟!!…..



 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

چرا به زیارت عاشورا روزانه سفارش شده است؟

8ام آبان, 1394


آیت الله جوادی آملی می نویسد: سرّ این كه سفارش كرده ‏اند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهل‏ بیت تولّی داشته و از دشمنانشان تبرّی بجویید، برای آن است که طرز فکر معاندان ایشان منفور شود.


آیت‌الله جوادی آملی در كتاب «حماسه و عرفان» درباره فلسفه زیارت و عزاداری وعلت سفارش به خواندن زیارت عاشورا در هرروز مطلبی را بیان کرده است.

متن ذکر شده این مرجع تقلید شیعیان بدین شرح است:

فلسفه زیارت و عزاداری [۱]

سرّ این که سفارش کرده ‌اند هر روز زیارت عاشورا بخوانید و نسبت به اهل‌ بیت(علیهم ‌السلام) تولّی داشته و بر آنان صلوات و درود بفرستید و از دشمنانشان تبرّی بجویید، برای آن است که طرز فکر معاندان ایشان منفور شود وگرنه هم ‌اکنون سخن از معاویه و یزید نیست تا آنها را لعنت کنیم. نام و یاد آنها رخت ‌بربسته و قبرشان نیز زباله ‌دانی بیش نیست، الآن سخن از فکر و راه یزید و یزیدیان عصر است [۲].

زن فرعون وقتی که به درگاه الهی دعا کرد، نگفت خدایا مرا فقط از فرعون نجات بده بلکه گفت: (ربّ ابْنِ لی عنْدک بیتاً فی الجَنّه ونجّنی من فرْعوْن وعمله ونجّنی من القوْم الظالمین) [۳] یعنی مرا از فرعون و فرعونیان، که طرفداران سنّت سیئه و رفتار ناپسند او هستند، نجات بده. تفکرّ برای همیشه باقی می‌ ماند هر چند که اسم و عنوانش تغییر پیدا کند.

بعد از تار و مار شدن خوارج در نهروان و خارج شدنشان از صحنه حیات و زندگی، به علی‌ بن ابی‌طالب(ع) عرض شد: این مقدس ‌های خشک از بین رفتند. فرمود: «کلاّ والله إنّهم نُطَف فى أصْلاب الرجال وقرارات النساء کلّما نَجَم منْهم قرنٌ قُطِع، حتّی یکون آخرهم لُصوصاً سَلاّبین» [۴]؛ اینها نطفه ‌هایی هستند در پشت مردان و قرارگاه زنان. هرگاه مقداری از اینها از بین بروند، عده ای دیگر ظهورمی کنند تا این که سرانجامِ کار، سارقانِ مسلّح و رهزنانِ غارتگر خواهند شد.

اکنون نیز، هم راه سالار شهیدان زنده است و هم‌ مرام و مسلک اموی و مروانی و عباسی وجود دارد. این که سفارش فراوان به اشک ریختن و عزاداری کردن نموده ‌اند برای آن است که اشک بر شهید اشتیاق به شهادت را به همراه دارد، خوی حماسه را در انسان زنده و طعم شهادت را در جان او گوارا می‌ گرداند. چون اشکْ رنگ کسی را می گیرد که برای او ریخته می ‌شود و همین رنگ را به صاحب اشک نیز می‌ دهد.

ادامه »

" گام هفتم "

8ام آبان, 1394


 اللهم عجل لولیک الفرج


درک این مطلب که :

حرکت امام حسین علیه السلام ” قرآن ناطق “ بر علیه ظلم و ستم ،

به نطق در آوردن آیات “امر به معروف و نهی از منکر “ قرآن صامت است .

سکوت امام تفسیرقرآن ، و کلام  و عمل امام امضای قرآن است.

اینان مترجمان قرآن هستند.



اشتراک گذاری این مطلب!

" گام ششم "

8ام آبان, 1394

اللهم عجل لولیک الفرج


بدانکه ،امام و قران عدل هم هستند

و مصون از خطا ،

همانگونه که قران واجب الطاعه است ،

امامان هم واجب الطاعه هستند ،

ائمه علیهم السلام معانی قران را عملا انجام می دهند ،

امام وقران هر دو * ودیعه گرانسنگ *

پیامبر اکرم (ص) هستند

الی یوم القیامه

 


اشتراک گذاری این مطلب!

چرا امام حسین(ع) آب را ذخیره سازی نکرد؟

6ام آبان, 1394



به گزارش «شیعه نیوز»، شیعه می‌گوید: سـپـاه امـویـان آبـشـخـور فـرات را بـر اهـل بـیـت بـسـتـنـد تـا آنـان بـر اثـر تـشـنـگـى بـمـیـرنـد یـا تـسـلیـم گـردنـد. ابوالفضل که لب‌هاى خشکیده و چهره‌هاى رنگ پریده فرزندان برادرش و دیگر کودکان را از شـدت تـشنگى دید، قلبش فشرده گشت و از عطوفت و مهربانى دلش آتش گرفت سـپـس بـه مـهـاجـمـان حـمله کرد، راهى براى خود گشود و براى کودکان آب آورد و آنان را سـیـراب کـرد. در روز دهـم محرم نیز بانگ (العطش) کودکان را شنید، دلش به درد آمد و مـهـر به آنان، او را از جا کند. مشکى برداشت و در میان صفوف به هم فشرده دشمنان خدا رفـت، بـا آنـان درآویخت و از فرات دورشان ساخت، مشتى آب برداشت تا تشنگى خود را بـرطرف کند، لیکن مهربانى او اجازه نداد قبل از برادر و کودکانش سیراب شود، پس آب را فرو ریخت. این سؤال‌ برای من مطرح است که چرا حضرت حسین آب کافی همراه نبرده بود؟ معمولاً انسان باید وقتی سفر بیابان در پیش دارد از چاه‌های وسط راه آب کافی برمی‌دارد، حضرت حسین که در محاصره دراز مدت قرار نگرفته بود که آب کاروان به یک‌باره تمام شود، چرا باید برای یک هفته آب ذخیره نمی‌داشت؟


پاسخ اجمالی

به گزارش شفقنا به نقل از اسلام کوئست جریان فاجعه کربلا و شهادت سرور جوانان بهشت، به دست یزید و یزیدیان، از جمله امور قطعی تاریخی است که جزئیات آن هم در منابع شیعه و هم اهل سنت نقل شده است. از این‌رو، منحصر کردن آن به شیعه، سخن صحیحی نیست.

باید توجه داشت که بسیاری از راویان وقایع روز عاشورای ۶۱ق، از اهل سنت بوده‌اند. به عنوان نمونه، در رابطه با موضوع مطرح شده، به سخن تاریخ نگار معروف اهل سنت اشاره می‌کنیم. طبری در کتاب تاریخ خود چنین آورده است: «عبیدالله بن زیاد در نامه ای به عمر بن سعد نوشت : ای عمر بن سعد! بین حسین و اصحابش و آب حائل شو، نگذار حتی یک قطره آب بنوشند … وقتی که این نامه رسید، عمر بن سعد، عمرو بن حجاج را با پانصد نفر سواره مأمور کرد تا مانع برداشتن آب از فرات شوند تا مبادا قطره ای از آب بخورند. و شخصی به نام عبد الله بن ابى حصین الأزدی به امام حسین می گوید: یا حسین، … به خدا سوگند از این آب نمی خوری تا تشنگی از دنیا بروی که امام (علیه السلام) او را نفرین کرد."[۱]

با توجه به این که کربلا در نزدیکی رود فرات نیست بلکه به طور مستقیم حدود پانزده کیلومتر با هم فاصله دارند، بله نهر کوچکی از فرات منشعب است که از نزدیکی های آن جا می گذرد و به آن نهر علقمه می گویند و چون این نهر از رود فرات جدا می شود گاهی مجازاً به آن فرات هم گفته می شود.

بنابر برخی از نقل ها اصحاب امام تا شب عاشورا از آن نهر آب می گرفتند حتی برخی از آن آب غسل نمودند، اما در روز عاشورا محاصره تنگ تر و سخت گیری ها بیشتر شد بر این اساس بعد از شب عاشورا هیچ آبی نبود.[۲]

یکی از مهم‌ترین مسائل، در جنگ‌ها، دسترسی داشتن دو طرف جنگ، به آب است. از این‌رو، در انتخاب محل استقرار و اردو زدن سپاه، به این مسئله توجه خاصی می‌شود. این موضوع را می‌توان در جنگ‌های بدر و صفین و… دید. به دلیل امکانات ابتدایی که در زمان صدر اسلام وجود داشته، ذخیره آب برای لشکریان به مقدار زیاد امکان پذیر نبود؛ لذا پس از مستقر شدن در مکانی خاص، در اولین فرصت برای تأمین آب مورد نیاز خود اقدام می‌کردند.

سپاه امام حسین(علیه السلام) نیز به قدر امکان، ظرف‌های مخصوص آب خود را پُر کرده و آب مورد نیاز را ذخیره کرده بودند، ولی به دلیل نیاز زیاد به آب، ذخیره آب آنها، پس از مدت کمی به پایان می‌رسید و لازم بود که برای تهیه آب، خود را به نهر علقمه -تنها منبع ممکن برای تأمین آب شرب- رسانند.

ادامه »

" گام پنجم "

6ام آبان, 1394

اللهم عجل لولیک الفرج


ایا میدانی * صراط مستقیم * چیست ؟

که باید روزی حداقل ده بار بگوییImage result for ‫حسین صراط مستقیم‬‎


*اهدنا الصراط المستقیم *

و بدانکه ، امام همان * صراط مستقیم * است .

پس با نور قران

* راه * را بشناس و * صراط المستقیم * را

که حسین است در هر زمان ومکان.




اشتراک گذاری این مطلب!

" گام چهارم"

5ام آبان, 1394

اللهم عجل لولیک الفرج


دفتر جانت را به دست امامت بسپار

تا سرمشق بندگی بر صدر ان بنگارد.

ایا غیر این می نویسد ؟

*الم اعهد الیکم یا بنی ادم  ان لا تعبدوا

الشیطان انه لکم عدو مبین وان اعبدونی

هذا صراط مستقیم  *

بدان که او * ابا عبدالله * است .



اشتراک گذاری این مطلب!

" گام سوم "

4ام آبان, 1394

اللهم عجل لولیک الفرج


اینک ثبت نام کن با ذکر * یا زهرا *

وسر بر استانش بگذار و بگو

* یا لیتنا کنا معک * ……

نگران نباش … می پذیرد !…

کار او پذیرفتن گنهکاران است .

می پذیرد….

* او جانش را بذل کرد تا نجات دهد بندگان خدا را از

نادانی وسرگردانی گمراهی…..*



اشتراک گذاری این مطلب!

" گام دوم "

3ام آبان, 1394



اللهم عجل لولیک الفرج


اینجا وادی عشق است وسرزمین کرب و بلا ،

وحسین (ع) عدل قران است وقران ناطق .

پس ای عزیز وضو ساز وبا تکبیر وارد شو که :

 

*لا یمسه  الا  المتطهرون  *


اشتراک گذاری این مطلب!

گام "اول"

3ام آبان, 1394




در اول هرگام ذکر ” اللهم عجل لولیک الفرج “ یادت نرود


بدان که راهی است بس سخت و حرامیان بیدار

پس دست بر زانو بگذار و با ندای یا علی قامت راست کن

وبگو : لبیک یا حسین…

آمده ام که با تو بمانم. جان مادر قبولم کن

هرچند که گنهکارم

 السلام علیک یا اباعبدالله السلام علیک یابن رسول الله


 

 

اشتراک گذاری این مطلب!

رقیه حلالم بکند

1ام آبان, 1394

 

 

 

آمدم آب به خیمه برسانم که نشد

چقدر غصه وغم خوردم از این غم که نشد


تیر نامرد اگر یاور مشکلم می شد..

می شد این آب شود چشمه زمزم که نشد


حیف شد چیز زیادی به حرم راه نبود

سعی کردم بدنم را بکشانم که نشد


تا دو دستم به بدن بود علم بر پا بود

خواستم حفظ شود بیرق و پرچم که نشد


سعی کردم که نیفتم ز روی اسب ولی

ضربه آنقدر شتابان زد و محکم که نشد


گفتم این لحظه آخر که در آغوش توام

لا اقل روی تو را سیر ببینم که نشد


هر دو دست و سر و چشمم به فدای سرتو

هر چه آمد به سرم نصف شما هم که نشد


بگو از من به رقیه که حلالم بکند

آمدم آب به خیمه برسانم که نشد


اشتراک گذاری این مطلب!

سرباز شش ماهه

24ام مهر, 1394


هر تپش

لای لای عاشقانه ای میان خون و اخگر است

قلب تیر خورده ام

گاهواره علی اصغر است

اشتراک گذاری این مطلب!

خواندن زیارت عاشورا هر روز با صد لعن و صد سلام

21ام مهر, 1394

 



مرحوم آیت‌الله بهجت هر روز زیارت عاشورا را با صد لعن و صد سلام می‌خواند و بارها می‌گفت: آقایی از خدا خواسته بود تا زیارت عاشورایش هیچ روزی ترک نشود حتی در روز مرگش. ایشان نمی‌گفت که این درخواست خود من است. در حالی‌که ما می‌دیدیم خودش هر روز این کار را می‌کرد.

ایشان روز یکشنبه رحلت کرد. یک روز قبلش که شنبه بود، دیدم ایشان مشغول خواندن زیارت عاشورا شده بود و هنگامی که برای رفتن به درس جلوی در ایستاده بود، صد لعن و صد سلام را با تسبیح می‌شمرد. آن روز از همه روزها سرحال‌تر بود.

ایشان هر روز که به درس می‌رفت، شاید با تأخیر می‌رسید. به هرحال سن ایشان بالا بود و کمی کارها با تأخیر انجام می‌شد. خودشان می‌گفت کاری مانند لباس پوشیدن که در گذشته در عرض پنج دقیقه انجام می‌دادم، شاید الآن بیست دقیقه از من وقت می‌گیرد.

ایشان همیشه تا آماده می‌شدند، چند دقیقه‌ای از وقت گذشته بود که به دم در می‌رسیدند. ولی آن روز آخر، نیم ساعت زودتر جلوی در نشسته بودند و صد لعن و صد سلام را با تسبیح می‌گفتند که پس از آن عارضه‌ای به ایشان دست داد که گفت من امروز به درس نمی‌روم.

مرحوم آیت‌الله بهجت تا لحظات آخر به خواندن زیارت عاشورا آن هم با صد لعن و صد سلام و حضور در مجلس سیدالشهدا (ع) التزام داشت. حتی در حالت مریضی می‌گفت من را به مجلس ببرید که می‌خواهم طلب شفا در مجلس امام حسین (ع) کنم.

مشرق نیوز

اشتراک گذاری این مطلب!

 
فراخوان یاوران حسینی