« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »
  • تماس
شطرنج باز حرفه ای »

شطرنج باز حرفه ای

نوشته شده توسطكبري جعفري 9ام آذر, 1398
 

 

….امام علی علیه السلام در برابر این توطئهء پیچیده و تودرتو ، چه کردند؟

 انسانهای حکیم و مومن برای خود اصولی ثابت و ارزشهایی غیرقابل تغییر دارند که همانند فرمولهایی در همه مسائل و حوادث پاسخ مناسب را مهیا می کند. برخی از اصول امیرالمومنین سلام الله علیه از زبان خودشان عبارتند از:

 اصل اول: اولویت حفظ وحدت بر همه امور: الا مَن دَعا الی هذَا الشِّعارِ (التفرِقهّ) فاقتُلوهُ و لَوکانَ تَحتَ عِمامَتی هذِه : هشیار باشید! هرکس شما را به شعار تفرقه دعوت کرد حتی به بهانه محبت من، بکشیدش حتی اگر زیر این عمامهء من باشد! (خطبه ۳/ بند۱ و خطبه ۱۲۷/ بند۲)

 اصل دوم: حفظ حداقل مصلحت ها بهتر است از از دست دادن کل آن : ” اخذُ القَلیلِ خیرُ مِن تَرکِ الکَثیر: (حکمت ۲۸۹ )

اصل سوم: اولویت شناسی :” لاقُربهَّ فی النَّوافِلِ اِذا اَضَرَّت بِالفَرائِضِ: هنگامی که انجام مستحبات به واجبات ضرر برساند، در آن مستحبات هیچ تقربی به خداوند نیست. ( حکمت ۳۹ )

اصل چهارم: غلبه عقلانیت و مصلحت بر احساسات : فَرَایتُ انَّ الصَّبرَ علی هاتا اَحجی فَصَبَرتُ و فی العَین قذی و فی الحَلقِ شَجی: پس اندیشیدم که صبر بر غصب خلافت عقلانی تر از قیام برای گرفتن حقم است پس صبر کردم در حالی خار در چشم و استخوان در گلو بود.( خطبه ۳)

 اصل پنجم: رعایت تقوی؛ خط قرمز در همه تصمیمات و اقدامات حکومت اسلامی است؛ یعنی بر خلاف سران طاغوت که برای رسیدن به اهداف پست خود از هر راه و روش و وسیله نامشروعی بهره می برند، در منطق مولا هدف وسیله را توجیه نمی کند. ( خطبه۲۰۰ و خطبه ۱۲۶ و خطبه ۲۰۶ )

♦️ براساس اصول فوق الذکر حضرت تمام دو راهی های طراحی شده توسط جبهه نفاق را _که همگی انتخاب بین بد و بدتر بود نه خوب و بد_ با روش زیر عبور کردند:

♦️ در شورای شش نفره شرکت کردند (خطبه۳)
♦️ پیشنهاد موذیانه عبدالرحمن بن عوف را نپذیرفتند( خطبه۳)
♦️ بلافاصله پس از انتخاب عثمان ، اعلام کردند که نگرانی از طرف من نداشته باشید. تا زمانی که در این حکومت فقط به شخص علی ظلم بشود، من سکوت می کنم تا مصالح حفظ بشود.
♦️ در طول ۱۱ سال حکومت ظالمانه و بی تدبیر عثمان دائما از او دفاع کرده و مخالفان و شورشیان را نصیحت و دعوت به آرامش فرمودند. تا جایی که به ابن عباس فرمودند: ” واللهِ لَقَد دَفَعتُ عنه حتّی خَشیتُ اّن اکونَ آثِماً : بخدا سوگند آن قدر از عثمان دفاع کردم که ترسیدم گنهکار محسوب شوم!” (خطبه ۲۴۱)

♦️ در مقابل طعنه ها و ضعف تحلیل ها و سرزنش های خودی ها هم که دفاع و همکاری وی با خلفا و خصوصا خلیفه سوم را اشتباه می دانستند ، یا وقتی روش حکومت داری معاویه را از روش مولا موفق تر می دانستند، مقاومت کردند. و رعایت تقوا را مانع استخدام هر وسیله ای برای رسیدن به هدف بیان فرمودند. (خطبه ۲۰۰)

♦️ و از همه رنج آورتر اینکه پس از رسیدن به حکومت، در مقابل اصرار افکار عمومی برای محاکمه قاتلان عثمان هم مقاومت کردند. در حالی که همگان می دانستند که حضرت تنها مخالف سرسخت قتل خلیفه و تنها مدافع او تا لحظه آخر بودند، از سویی در آغاز حکومت هم شعار محوری خود را اجرای عدالت بی تعارف اعلام فرموده بودند( خطبه های ۱۵ و ۱۶) اما ایشان تا پایان عمر _بر اساس اصول محکم خود و مصلحت برتری بنام ضرورت حفظ نظام اسلامی_ نه تنها قاتلان عثمان را محاکمه نکردند؛ بلکه حتی معرفی هم نکردند و همین امر باعث شد محبوبیت حضرت در قشر انقلابی سطحی و بی تحلیل، کاهش یابد.

♦️ در عوض این همه عقلانیت، مصلحت بینی و تحمل رنجها و غصه ها ،ضعف بصیرت خودیها عاملی شد که معاویه و دستگاه شیطانی تبلیغاتی اش، امیرالمومنین علیه السلام را به عنوان قاتل عثمان در افکار عمومی جا بزند و ماجرای خونخواهی و پیراهن عثمان را راه بیاندازد!
ان شاالله در یادداشت بعدی الگوی مدیریت بحران مقام معظم رهبری در فتنه اخیر را بر اساس الگوی مدیریت بحران امیرالمومنین علیه السلام شرح خواهم داد. ان شاالله
…. ادامه دارد.

حمیدرضا مهدوی‌ ارفع

نشر فوری


فرم در حال بارگذاری ...