« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »
  • تماس
« اناجيل وشهادت بر پيامبر اسلامشباهت های حماسه 9دی و عملیات کربلای 5 »

چگونه حضرت عيسي تورات تحريف شده را تصديق كرد.

نوشته شده توسطكبري جعفري 3ام دی, 1396

(و َإِذْ قِالَ عِيسي ابْنُ مَرْيَمَ يِابَنِي إِسْرائيلَ إِنِّي رَسُولُ اللّهِ إِلَيْكُمْ مُصَدِّقاً لِمِا بَيْنَ يَدَىَّ مِنَ التَّوْراةِ…(صف6)

در آيه مورد بحث صريحاً عيسي بن مريم مي گويد من مصدق تورات هستم. در اين موقع اين سؤال پيش مي آيد كه چگونه حضرت مسيح، تورات تحريف شده را تصديق مي كند، درصورتي كه تورات موجود در زمان وي از دست تحريف مصون نمانده بود.

اين سؤال اختصاص به اين آيه وتصديق حضرت مسيح ندارد، بلكه اين سؤال را مي توان درباره تصديق پيامبر اسلام نيز مطرح نمود؛ زيرا او نيز به تصريح قرآن، مصدق كتاب هاي پيشينيان هست، چنان كه مي فرمايد:.

(وَ الَّذِي أَوْحَيْنِا إِلَيْكَ مِنَ الْكِتِابِ هُوَ الْحَقُّ مُصَدِّقاً لِمِا بَيْنَ يَدَيْهِ…؛(1).
قرآني را كه به تو وحي نموديم حق بوده و تصديق كننده كتاب هايي است كه در برابر او قرار دارد (كتاب هايي را كه پيش از وي نازل شده اند تصديق مي كند».

ما درباره اين كه پيامبر اسلام چگونه تصديق كننده انجيل و تورات است با اين كه به تصريح قرآن هر دو كتاب از تحريف مصون نمانده اند، در فرصت ديگري سخن خواهيم گفت؛ زيرا آياتي كه در اين باره نازل شده از نظرتعبير، يك سان نيست و نظر قطعي در صورتي مي توان اتخاذ كرد كه مجموع آياتي كه در اين باره نازل شده است مورد بررسي قرار گيرد. اكنون بحث ما درباره مفاد جمله (وَمُصَدِّقاً لِمِا بَيْنَ يَدَىَّ) است كه حضرت عيسي درباره تورات فرموده است.

بيشتر مفسران(2) از جمله استاد فقيد تفسير و كلام مرحوم بلاغى(3) معتقدند، منظور از (بَيْنَ يَدىّ)، (ما تقدم من كتاب) است؛ يعني توراتي را كه قبل از من نازل شده تصديق مي كنم و در لغت عرب لفظ (بَيْنَ يَدَىّ) در معناي متقدم نيز به كار مي رود. بنابراين مسيح تصديق كننده تورات واقعي است نه تورات فعلى.


ولي پاسخ روشن اين سؤال اين است كه، منظور حضرت مسيح از اين كه تصديق كننده تورات است اين است كه اصول و كليات آيين تورات در عقايد و احكام، مورد قبول من است؛(4) يعني من نيامده ام آيين و شريعت تورات را به كلي از بين ببرم و اصول و فرمان هاي آن را ناديده بگيرم و اين بدين معنا نيست كه من هرچه درتورات هاي مختلف بني اسرائيل وجود دارد، تصديق مي كنم.

اصولاً پيامبري كه خود داراي شريعت مستقل است، نمي تواند كتاب و شريعت پيامبر پيشين را به طور دربست قبول كند، و كوچك ترين تغييري در آيين او پديد نياورد؛ زيرا در اين صورت اين پيامبر، داراي شريعت نبوده بلكه مروج شريعت پيامبر قبلي خواهد بود، در صورتي كه حضرت مسيح، از پيامبراني است كه شريعت مستقل و جداگانه اي داشت و با ملاحظه اين مراتب بايد گفت، مقصود او تصديق اجمالي تورات است و بس.


گذشته از اين خود حضرت مسيح يكي از علل بعثت خود را رفع اختلافات بني اسرائيل در احكام الهي معرفي مي كند و مي گويد:.
(…قِالَ قَدْجِئْتُكُمْ بِالْحِكْمَةِ وَلأُبَيِّنَ لَكُمْ بَعْضَ الَّذِي تَخْتَلِفُونَ فِيهِ…؛(5).

من با سخنان حكيمانه به سوي شما آمده تا بعضي از مواردي را كه در آنها دچار اختلاف شده ايد توضيح دهم).
از اين جمله استفاده مي شود كه بني اسرائيل درباره شريعت موسى، كه تورات مبين آن بود، اتفاق نظر نداشتند وگرنه با هم اختلاف پيدا نمي كردند و اين خود بالملازمه دلالت دارد در زمان بعثت حضرت مسيح، تورات واحدي در ميان بني اسرائيل وجود نداشت تا حضرت مسيح آن را تصديق كند و با در نظر گرفتن اين مطلب كه او براي داوري ميان بني اسرائيل بر انگيخته شده بود،

مي توان گفت منظور از تصديق، تصديق اجمالي اين كتاب است نه تصديق هر آن چه در نسخه هاي تورات آن زمان وجود داشته است.

 

1. فاطر (35) آيه 31.
2. مجمع البيان، ج‏2، ص‏207.

3. الرحلة المدرسية، ص‏232.

4. المنار، ج‏7، ص‏630.
5. زخرف (43) آيه 63.

وبلاگ/پیامبر رحمت

 


 
ساخت وبلاگ در کوثربلاگ