« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »
  • تماس

سلام حضرت عشق

نوشته شده توسطكبري جعفري

امام رضا

بیار حاجت خود را که وقت باران است
که لحظه لحظه شب استجابت است اینجا

بگیر دامن شمس الشموس عالم را
گدایی ام بکنی اوج عزت است اینجا

رسیده ام به حرم با دوچشم بارانی
شب ولادت آقا قیامت است اینجا

سلام حضرت سلطان سلام حضرت عشق
هزار مرتبه عرض ادب به ساحت عشق

کریم گرکه تو باشی گدا نمی‌ماند
توسفره پهن کنی بینوا نمی‌ماند
کنار پنجره فولاد تو امام رئوف
بدون شک نگرفته شفا نمی‌ماند
شفاست پشت شفا پس دلیل آن این است

شاعر: مهدی نظری

 

 

 

 

ولادت هشتمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت

حضرت علی بن موسی الرضا علیه السلام بر محبان و شیفتگان خاندان عصمت و طهارت مبارکباد

 

 

 

آیا واقعا عمل ما در ظهور موثر است؟

نوشته شده توسطكبري جعفري 31ام تیر, 1395

ما هیچگاه از انجام تکلیفمان بازداشته نشده ایم و به این بهانه که حق تنها در زمان ظهور به تمامه مستقر خواهد شد، از اقامه حق در حد توان منع نشده ایم و امر به اجرای حق، گرفتن داد مظلومان و مقابله با ظالمان در حد توان از ما برداشته نشده است. طبیعتا اگر ما در حد خود اقدام کنیم، شرایط جدیدی در عالم ایجاد خواهد شد.


بعضی وقتها ممکن است این سوال در ذهن ایجاد شود که آیا واقعا عمل ما در ظهور موثر است؟ برای عبور از این مانع فکری، ابتدا باید به این سوال که چندان هم پر اهمیت نیست، پاسخ دهیم،

آیا ما می توانیم نقشی در ظهور داشته باشیم یا اینکه فرج و ظهور حضرت، امری خارج از اراده ما انسان هاست؟ گاهی از اوقات برخی امور آن چنان در نظر ما قدسی و فوق بشری جلوه می کنند که هرگونه فعالیتی را درباره آن امور از دایره علم و عمل خود خارج می دانیم. کسانی که به هر دلیلی علاقه به فعالیت برای زمینه سازی ظهور ندارند، فرج را امری فوق العاده فوق بشری تصور می کنند.

در حالی که امر فرج نه تنها وابسته به معرفت بشر و احساس منتظران است، بلکه به عمل آنها هم بستگی تام دارد.
البته اینکه کدام اقدام در چه زمانی چه پاسخی می یابد و فرج در نتیجه چه حدی از معرفت، محبت و عمل حاصل می شود، امر روشنی نیست. ولی اجمالا می دانیم که عملکرد ما در ظهور، بسیار موثر است.

تاثیر عمل در قرآن

پیشتر در این خصوص که ادراک و احساس ما در زمینه فراهم شدن شرایط فرج موثر است، سخن گفتیم اما دلیل اینکه اقدام ما در سرنوشت ما موثر است، یک سنت الهی است که در آیه شریفه به آن تصریح شده است:

« إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّى? یُغَیِّروا ما بِأَنفُسِهِم» خداوند سرنوشت هیچ قوم[و ملتی] را تغییر نمی دهد، تا اینکه آنان آنچه را در خودشان است، تغییر دهند(رعد11)

نصرت الهی منوط به عمل انسان است
چه دلیلی وجود دارد که شرایط ظهور از این سنت الهی خارج باشد؟ همیشه این گونه است که تا ما در خود و اوضاع جامعه و جهان خود تغییری ایجاد نکنیم از جانب خدا تغییری در وضعیت ما پدید نخواهد آمد. از طرف دیگر علاوه بر استناد به این آیه شریفه و اتکا به این سنت الهی می توانیم به فلسفه خلقت و دیگر سنن الهی و نیز بعثت پیامبران مراجعه کنیم.

در اینصورت خواهیم دید که همواره فتح و ظفر و نصرت خدا به نصرتی از جانب بندگان منوط شده است: « یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُركُم وَیُثَبِّت أَقدامَكُم» ای مومنان اگر خدا را یاری کنید خدا هم شما را یاری می کند و گام هایتان را محکم و استوار می سازد(محمد7)


اقدام ما نصرت الهی را فرو می آورد

اگر بناست دین برنامه ای باشد برای عبور بشر از تنگناهای طبیعت به سوی خدا، علی القاعده در هیچ مقطعی نباید این عبور کاملا منوط به اراده پروردگار و بی توجه به لیاقت و اقدامات بندگان او باشد.

ضمن آنکه ما هیچگاه از انجام تکلیفمان بازداشته نشده ایم و به این بهانه که حق تنها در زمان ظهور به تمامه مستقر خواهد شد، از اقامه حق در حد توان منع نشده ایم و امر به اجرای حق، گرفتن داد مظلومان و مقابله با ظالمان در حد توان از ما برداشته نشده است.

ادامه »

آیا قرآن از چادر نامی برده است ؟!

نوشته شده توسطكبري جعفري 20ام تیر, 1395





«جلباب» در قرآن به معنای چادر است

و علمای ما هم بالاتفاق این مسئله را تایید می‌كنند

كه بهترین حجاب در این زمان چادر است.








آیا قرآن به صراحت درباره حجاب مخصوصاً به شكل امروزی (چادر) اشاره كرده است؟

اول؛ قرآن می‌فرماید: «و َقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَ یَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ»؛نور/آیه 31

یعنی به زنان مؤمنه بگو دیدگان خویش فرو گیرند (از نگاه هوس آلوده) و دامان خویش را حفظ كنند و زینت خود را به جز آن مقدار كه نمایان است، آشكار ننمایند و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینه‌ی خود افكنند تا گردن و سینه با آن پوشانده شود، و زینت خود را آشكار نسازند مگر برای شوهرانشان و (محرم‌های دیگر) … و هنگام راه رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان دانسته شود و همگی به سوی خدا باز گردید ای مؤمنان تا رستگار شوید.


دوم؛ «یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِكَ وَبَنَاتِكَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِكَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا»احزاب/ آیه 59

در این آیه آمده است ای پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‌ها، روسری‌های بلند، یا چیزی شبیه چادر (خود را بر بدن خویش فرو افكنند این كار برای آن كه شناخته نشوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است.

خیلی قاطعانه نمی‌توان گفت كه در آیات فوق خصوصاً «آیه‌ 59، سوری احزاب» اسمی از چادر برده نشده است چون یك احتمال این است كه «جلباب» به معنای چادر و شبیه آن باشد.


سخنان شهید مطهری در معنای «جلباب»

چنان كه «شهید مطهری (ره)» از دو نفر از لغویون چنین نقل می‌كند :

جلباب عبارت است از پیراهن و یك جامه‌ی گشاد و کوچک‌تر از ملحفه و یا خود ملحفه (چادر مانند) كه زن به وسیله آن تمام جامه‌های خویش را می‌پوشد یا روسری بزرگ .

جلباب جامه‌ای است كه چارقد بزرگ‌تر و از عبا کوچک‌تر كه زن به وسیله آن سر و سینه‌ خود را می‌پوشاند.

ادامه »

عید عاشقی در نظر مولانا

نوشته شده توسطكبري جعفري 17ام تیر, 1395


از نظر گاه مولانا در طول ماه رمضان منِ حقیقی انسان که در سایه من های دروغین وی قرار گرفته بود، مجال می یابد که از سایه برون آمده و خویشتنِ انسان شود؛ و با عید فطر این من برآمده که از مذبح من های دروغین (من هایی که آلوده به نام و نان و شهوت اند.من هایی که نه سر بر آسمان که دل در گرو زمین دارند) باز می گردد، فرصت عروج می یابد.

در نظر گاه مولانا عید فطر عید عاشقی است که اسماعیلِ خویشتن را ابراهیم وار به مذبح برده است و در پاداش فطر و شادی آن را دریافت داشته است:


عید بر عاشقان مبارک باد
عاشقان عیدتان مبارک باد
بر تو ای ماه آسمان و زمین
تا به هفت آسمان مبارک باد
عید آمد به کف نشان وصال
عاشقان این نشان مبارک باد
روزه مگشای جز به قند لبش
قند او در دهان مبارک باد
عید آمد که این سبکروحان
رطل های گران مبارک باد


عید فطر در نگاه مولانا روز کمال است و وصال، روز مشاهده و رویت ، ماه فائق آمدن بر تضادها

عید فطر روز اجابت است و شگفتا از شگفتی دریافتهای مولوی در این روز:


بگذشت مه روزه، عید آمد وعید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد
آن صبح چو صادق شد عذرای تو وامق شد
معشوق توعاشق شد شیخ تو مرید آمد
شد جنگ و نظر آمد شد زهر و شکر آمد
شد سنگ و گهر آمد شد قفل و کلید آمد
جان ازتن آلوده هم پاک به پاکی رفت
هرچند چو خورشیدی بر پاک و پلید آمد
از لذت جام تو دل مانده به دام تو
جان نیز چو واقف شد او نیز دوید آمد
بس توبه شایسته برسنگ تو بشکسته
بس زاهد و بس عابد کو خرقه درید آمد
باغ از دی نامحرم سه ماه نمی زد دم
بر بوی بهار تو ازغیب رسید آمد

http://www.tebyan.net

اهمیت ویژه ی قدس

نوشته شده توسطكبري جعفري 10ام تیر, 1395


چرا قدس مهم است؟ اهمیت ویژه آن به چه دلیلی است؟

شیطان از ابتدای دشمنی اش با انسان ، بیت المقدس را پایگاه اصلی خود قرار داده و به این مکان نظر خاصی داشته است . به همین خاطر ، وقتی در طول تاریخ بشر نگاه می کنیم ، پس از حضرت ابراهیم این پایگاه ها به صورت بسیار علنی فعال و عملیاتی شده است و حضور مستمر انبیاء در این ناحیه نیز ، شاهد بر این مدعاست .


 حضرت موسی از جانب الهی دستور داشت تا به بیت المقدس بیاید و آن سرزمین را به مدینه ی فاضله و مرکز عبادت تبدیل نماید تا انتشار دین الهی از این نقطه صورت بگیرد . اما شیطان تمام قدرت خود را به کار برده و قوم موسی را از این مهم منصرف نموده و انحرافات بزرگ را در بنی اسرائیل ، به وسیله ی اعوان و انصار خود پایه گذاری نمود و خداوند نیز انبیاء الهی را برای اصلاح آنان فرستاد اما یهود ، آن پیامبران را به قتل رسانیدند .

ناگفته نمی ماند آنچنان که هویداست ، ابلیس که از نسل جنینان بود ؛ با لشگریانش در این منطقه یکی از بزرگترین نبردهای خود را علیه مومنین آغاز کرده که نبرد ناموفقی بود .

شیطان و اعوانش در زمان سلیمان نبی به جنگ نیمه علنی علیه مردم دست زده و در منطقه ی بابل آنچنان که در تاریخ قرآنی نیز آمده است با رواج جادو و جادوگری ، مقدمه ای را برای آغاز جنگی علنی پایه گذاری می کردند.

جنگ آغاز شده و لشگریان ابلیس به دست سلیمان نبی دستگیر شدند.
پس از این شکست ، این پایگاه ، حفظ شد و لشگریان شیطان در این منطقه ، به صورت غیر علنی به فعالیت خود ادامه داده اند .

نکته ی مهم :

ناگفته پیداست آنزمان که حضرت سلیمان به دستور الهی ، ادامه دهنده ی راه پدر در بنای مسجد الاقصی بود ؛ این نبرد علنی شکل گرفت . نبردی که حقیقت آن برای جلوگیری از بنا شدن یکی از بزرگترین مراکز عبادی به نام مسجد الاقصی ، بوده است .

ادامه »

ﻭﺻﻴﺘﻬﺎﻱ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﻠﻲ علیه السلام

نوشته شده توسطكبري جعفري 4ام تیر, 1395

 ﺍﻣﺎ ﻭﺻﻴﺖ ﻣﻦ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ, ﺁﻧﻜﻪ ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺷﺮﻳﻚ ﺧﺪﺍ ﻗﺮﺍﺭ ﻧﺪﻫﻴﺪ, ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ (ﺹ) ﺍﻳﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ, ﺳﻨﺖ ﻭ ﺷﺮﻳﻌﺖ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺿﺎﻳﻊ ﻧﻜﻨﻴﺪ, ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﺳﺘﻮﻥ ﻣﺤﻜﻢ ﺭﺍ ﺑﺮﭘﺎ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺍﻳﻦ ﺩﻭ ﭼﺮﺍﻍ ﺭﺍ ﻓﺮﻭﺯﺍﻥ ﻧﮕﻬﺪﺍﺭﻳﺪ ﻭ ﺗﺎ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻛﻪ ﺍﺯ ﺣﻖ ﻣﻨﺤﺮﻑ ﻧﺸﺪﻳﺪ, ﺳﺮﺯﻧﺸﻲ ﻧﺨﻮﺍﻫﻴﺪ ﺩﺍﺷﺖ,

ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻱ ﻫﺮ ﻛﺲ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﺗﻮﺍﻧﺎﻳﻲ ﺍﻭ ﻭﻇﻴﻔﻪ ﺍﻱ ﺗﻌﻴﻴﻦ ﮔﺮﺩﻳﺪﻩ, ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺟﺎﻫﻞ ﻭ ﻧﺎﺩﺍﻥ ﺗﺨﻔﻴﻒ ﺩﺍﺩﻩ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ

ﺯﻳﺮﺍ ﻛﻪ: ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺭﺣﻴﻢ, ﻭ ﺩﻳﻦ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ, ﻭ ﭘﻴﺸﻮﺍ ﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ, ﻣﻦ ﺩﻳﺮﻭﺯ ﺭﻫﺒﺮ ﺷﻤﺎ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﻣﺎﻳﻪ ﭘﻨﺪ ﻭ ﻋﺒﺮﺕ ﺷﻤﺎ ﻫﺴﺘﻢ, ﻭ ﻓﺮﺩﺍ ﺍﺯ ﺷﻤﺎ ﺟﺪﺍ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺷﺪ, ﺧﺪﺍ ﺷﻤﺎ ﻭ ﻣﺮﺍ ﺑﻴﺎﻣﺮﺯﺩ, ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺿﺮﺑﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻳﻦ ﻟﻐﺰﺷﮕﺎﻩ ﻧﺠﺎﺕ ﻳﺎﺑﻢ, ﻛﻪ ﺣﺮﻓﻲ ﻧﻴﺴﺖ, ﺍﻣﺎ ﺍﮔﺮ ﮔﺎﻣﻬﺎ ﺑﻠﻐﺰﺩ ﻭ ﺍﺯ ﺍﻳﻦ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﺮﻭﻡ, ﻣﺎ ﻧﻴﺰ ﭼﻮﻥ ﺩﻳﮕﺮﺍﻥ ﺩﺭ ﺳﺎﻳﻪ ﺷﺎﺧﺴﺎﺭﺍﻥ, ﻣﺴﻴﺮ ﻭﺯﺵ ﺑﺎﺩ ﻭ ﺑﺎﺭﺍﻥ, ﻭ ﺯﻳﺮ ﺳﺎﻳﻪ ﺍﺑﺮﻫﺎﻱ ﻣﺘﺮﺍﻛﻢ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﭘﺮﺍﻛﻨﺪﻩ ﻣﻲ ﺷﻮﻳﻢ, ﻭ ﺁﺛﺎﺭﻣﺎﻥ ﺩﺭ ﺭﻭﻱ ﺯﻣﻴﻦ ﻧﺎﺑﻮﺩ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺷﺪ.

ﻣﻦ ﺍﺯ ﻫﻤﺴﺎﻳﮕﺎﻥ ﺷﻤﺎ ﺑﻮﺩﻡ, ﻛﻪ ﭼﻨﺪ ﺭﻭﺯﻱ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺷﻤﺎ ﺯﻳﺴﺘﻢ, ﻭ ﺑﻪ ﺯﻭﺩﻱ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺟﺰ ﺟﺴﺪﻱ ﺑﻲ ﺭﻭﺡ ﻭ ﺳﺎﻛﻦ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﺗﻼﺵ, ﻭ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻫﻤﻪ ﮔﻔﺘﺎﺭ, ﺑﺎﻗﻲ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﻧﺪ,

ﭘﺲ ﺑﺎﻳﺪ ﺳﻜﻮﺕ ﻣﻦ, ﻭ ﺑﻲ ﺣﺮﻛﺘﻲ ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻭ ﭼﺸﻤﻬﺎ ﻭ ﺍﻧﺪﺍﻡ ﻣﻦ, ﻣﺎﻳﻪ ﭘﻨﺪ ﻭ ﺍﻧﺪﺭﺯ ﺷﻤﺎ ﮔﺮﺩﺩ, ﻛﻪ ﺍﺯ ﻫﺮ ﻣﻨﻄﻖ ﺭﺳﺎﻳﻲ ﻭ ﺍﺯ ﻫﺮ ﺳﺨﻦ ﻣﻮﺛﺮﻱ ﻋﺒﺮﺕ ﺍﻧﮕﻴﺰﺗﺮ ﺍﺳﺖ, ﻭﺩﺍﻉ ﻭ ﺧﺪﺍﺣﺎﻓﻈﻲ ﻣﻦ ﺑﺎ ﺷﻤﺎ ﭼﻮﻧﺎﻥ ﺟﺪﺍﻳﻲ ﻛﺴﻲ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺁﻣﺎﺩﻩ ﻣﻼﻗﺎﺕ ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭ ﺍﺳﺖ,

ﻓﺮﺩﺍ ﺍﺭﺯﺵ ﺍﻳﺎﻡ ﺯﻧﺪﮔﻲ ﻣﺮﺍ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺩﻳﺪ, ﻭ ﺭﺍﺯ ﺩﺭﻭﻧﻢ ﺭﺍ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺩﺍﻧﺴﺖ, ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻛﻪ ﺟﺎﻱ ﻣﺮﺍ ﺧﺎﻟﻲ ﺩﻳﺪﻳﺪ ﻭ ﺩﻳﮕﺮﻱ ﺑﺮ ﺟﺎﻱ ﻣﻦ ﻧﺸﺴﺖ, ﻣﺮﺍ ﺧﻮﺍﻫﻴﺪ ﺷﻨﺎﺧﺖ

نهج البلاغه /ﺧﻄﺒﻪ 149-ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻭﻓﺎﺗﺶ