« بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ »
  • تماس
« ام البنین (سلام الله علیها) و اشک های حماسی/+کلیپ تصویرینقش محوری خانواده در تعليم و تربيت اسلامي »

آسیب شناختی آموزه های تربیتی در جامعه

نوشته شده توسطكبري جعفري 6ام اسفند, 1396

تعلیم و تربیت همواره دو مفهوم ملازم و همراه یکدیگرند. تعلیم عمدتاً بر جنبة شناختی انسان تأکید و تربیت ببشتر بر جنبه‌های غیرشناختی آن. با این حال، این مرزبندی به منزله عدم ارتباط این دو نیست؛ این دو مفهوم با هم رابطه دارند و برای این دو، انواعی از روابط قابل تصور است که از میان آنها، رابطه آمیختگی و درهم‌تنیدگی صائب‌تر به نظر می‌رسد.

 

تعلیم و تربیت

هرچند تعلیم و تربیت، از جهت مفهومی متفاوت و جدای از هم هستند، اما در مقام عمل و تحقق، این دو به هم آمیخته و منطبق بر هم هستند؛ یعنی نه هیچ تعلیم و آموزشی بدون تربیت محقق می‌شود و نه هیچ تربیتی بدون تعیلم امکان‌پذیر است.  

جامعه ترکیبی از فرد فرد اعضای جامعه است که اعمال و رفتار آن ها برگرفته از تعلیم و تربیت رسمی و غیر رسمی با کمک خانواده، مدرسه، دانشگاه، رسانه ها و… می باشد. بررسی تعاملات دو مبحث تعلیم و تربیت و جامعه نشان می دهد این دو نه تنها از هم جدا نیستند بلکه کاملاَ در هم تنیده می باشد اما آنچه ضروری به نظر می رسد الزام توجه به تعلیم و تربیت به عنوان یک اصل زیربنایی در جامعه می باشد.

 

آسیب شناختی آموزه های تربیتی در جامعه

تشخیص فاصله های تربیتی با توجه به موارد ذیل مشخص می شود:

۱– کم شدن ارتباطات کلامی و گفت و گو؛

۲- اختلال و بی نظمی در فرآیند الگوسازی؛ اگر در این روند اشکالی پیش آید یعنی فرزندان به جای الگو قرار دادن پدر و مادر خود شخصیت دیگری را جایگزین نمایند و انطباق رفتاری را با او انجام دهند که در صورت ادامه چنین وضعیتی، بحران در الگوسازی فرزندان با نسل بالغ (پدر و مادر و مربیان) پیش می آید.

۳- کم شدن فصل مشترک های عاطفی؛

۴ – عدم تعهد به فرهنگ خودی؛

۵- کاهش صبر و بردباری؛

۶- عدم حضور نسل جوان در مشارکت های اجتماعی؛

۷ – اختلاف در نوع تعلیم و تربیت، روانشناسی، کنش ها و واکنش های طبیعی و روحی؛ معمولاً فرزندان جوان با پدر و مادر خویش سازگاری ندارند و سلیقه های آنها با یکدیگر متفاوت است نسل جوان توان ریسک پذیری بالایی دارد یعنی می خواهد به مرزهای جدید و تازه ای برسد، روحیه نوخواه و تنوع‌طلب، دارد و در جستجوی تجربه‌های نوین در شکل های مختلف است و در این راه از تجربه‌ها و نظرات افراد دیگر و با تجربه استفاده نمی‌کند و گاه با آنها درگیر هم میشود.

 

نتیجه گیری

نتیجه آن است که در نهایت با فرهنگ سازی آموزه های تربیتی مهمی که همبستگی اجتماعی را بیشتر می کند به معنای نمود عینی دادن و نهادینه کردن ارزش ها در عملکرد افراد در صحنه های اجتماعی است  می توان قدم های مؤثری برداشت و علمی و تعقلی بارآوردن اعضای یک جامعه آنان را به واررسی دقیق و انتخاب آگاهانه و مسئولیت پذیر تشویق کرد و تحقق آن در یک فرایند چندین مرحله ای به شرح ذیل امکان پذیر است.

الف) قدم اول در برنامة عملیاتی فرهنگ سازی، خودسازی می باشد.

ب) قدم دوم دیگرسازی است که در قالب راهنمایی، هدایت و نصیحت، تبلیغات و تعلیم و تربیت امکان پذیر است.

ج) در ادامه لازمه فرهنگ سازی در حال حاضر این است که همه نهادهای اجتماعی، مسئولان فرهنگی، صدا و سیما، مطبوعات و… به صورت هماهنگ و منسجم در نهادینه کردن ارزش ها تلاش کشنند. و از این میان نقش خانواده، آموزش و پرورش، صدا و سیما و مطبوعات به مراتب برجسته تر از دیگر نهادها است.

عواملی که درامر تربیت فرزندان و کودکان مؤثرهستند بسیارند، همچون عوامل فطری، وراثتی، ارادی، محیطی، مدرسه، دوستان، دولت و… که مهمترین عامل خانواده است خانواده مهم ترین ومؤثرترین عامل تربیت است؛ زیرا در خانواده هم نقش وراثتی و هم نقش محیطی وجود دارد و هم شالوده شخصیتی افراد از اینجا شکل می گیرد.

 

منبع: قدس خبر/ پایگاه خبری تحلیلی

 


 
اربعین